نسخهها 6 / 3961 ( 4 نسخه ) ؛ مشار 2 / 1554 « جغرافياى جهاننما » ؛ اشكورى 9 / 99 ؛ اصفهان ، مقصود 1 / 78 « جغرافياى جهاننما » ؛ تبريز 1 / 150 « جهاننما » ، همانجا 148 ؛ دانشگاه 11 / 2479 « جهانآرا » ؛ قم ، مسجد اعظم 125 ؛ ملى 1 / 329 « كتابى در جغرافيا » ؛ نوشاهى ، چاپى 839 « جهاننما » .
* جهاننما . كوكب خراسانى خاورانى ،
محمد باقر فرزند بهبود ، از روى جهاننمايى كه به زبان فرنگى بوده ، نخست به تركى و از آن به درى و از درى به فارسى درآمده ، در آدينه 22 ج 2 / 1240 در بروجرد ، در 15 « فصل » هريك در چند « باب » ، رويهم 116 باب و 6 « عمل » و 1 « تنبيه » و 1 « خاتمه » ، به نام فتحعلى شاه و سلطان محمد تقى شاه فرمانرواى بروجرد ساخته . آغاز :
سپاس بيرون از قياس و ثنايى افزون از حوصلهء حواس جهانآفرينى را سزاست .
سنا 2 / 149 .
* جهاننما . موسى ژان داود خان -
فراهانى ، محمد حسين . موسى ژان داود خان مترجم ، از فرانسوى به تركى درآورده و ميرزا محمد حسين فرزند حبيب اللّه فراهانى ، دبير الملك ترجمه را از تركى به فارسى درآورده است ، به نام حاج ميرزا آقاسى و به دستور ميرزا محمد تقى خان وزير عساكر نظام و سفير روم ( امير كبير ) ، به سال 1261 در 5 « مقصد » ترجمه كرده است : 1 - در بيان ممالك اروپا ، 2 - ممالك آسيا ، 3 - آفريقا ، 4 - امريكا ، 5 - آستانى ( اوقيانوسيه ) . از نخستين كتابهاى جغرافيايى نوين است كه به دستور امير كبير ترجمه و تصحيح شده است . آغاز ( 1 ) :
لك الحمد يا ذالجود و المجد و العلى تباركت تعطى من تشاء و تمنع . آغاز ( 2 ) : الحمد للّه الذى وضع الارض مهادا و جعل الجبال اوتادا . مبدء هر كلام به نام ناطقى سزد كه بانى نزهت سراى جهانست . ( - ص 185 ) .
نسخهها 6 / 3961 ( 7 نسخه ) ؛ ذريعه 4 / 95 ؛ سلطنتى ، اتاباى ، تاريخ 595 ؛ فيلمها 1 / 72 ؛ آستان قدس 7 / 47 ؛ آستان قدس ، الفبايى 179 ؛ ملى تهران 1 / 41 و 1 / 241 ؛ نشريه 1 / 53 و 2 / 72 .
* جهاننما . ن . ( يكى نيستند ) .
چند نسخهء خطى 1 / 138 ؛ كاما 136 ( نگاشته پيش از 1013 ق ) ؛ محمودآباد 473 ؛ موزهء بريتانيا ، چاپى 625 .
* جهاننماى ناصرى .
نصر اللّه به روزگار ناصرى ( 1264 - 1313 ق ) .
نسخهها 6 / 3962 ( 1 نسخه ) ؛ ملك 2 / 200 .
* جيحونها و رودها .
ن . بخشى از كتابى است .
بلوشه 4 / 23 .
« چ »
* چهار فصل .
احمد - جغرافياى بلوچستان .
* چهار فصل كابل -
بخش سفرنامه .
* چهارمحال اصفهان :
وضع چهارمحال . ن .
نامهاى است از ناشناس به ظل السلطان دربارهء چهارمحال اصفهان ( كراج ، براان ، روددشت ) و نيز گزستان و كوير كاوخانى و نيز « جهت خرابى املاك خالصه و اربابى محال ما بين و ملاحظاتى دربارهء آبادى پايين شهر » .