و كارك ( مهاباد ) و غيره كه معانى آنها آشكار است و جزء دوم « او »
( Ow )
همان آب است با صورت قديمتر آن « يه » پسوند نسبت است و بر روى هم جايى كه جوى آن آب دارد و خود ديه منسوب به آب است .
كاشكو
K S ku
در دهستان بهاباد يزد كه توضيحات لازم دربارهء آن به تفصيل در نامواژههاى نير و مضافات آن و از جمله كنگاه آمده است ، ديهى داريم به نام كاشكو . اين ديه در سال 1345 فقط 8 نفر جمعيت داشته « 1 » و تمام خصوصياتى كه دربارهء كنگاه و محل آن ذكر كرديم در مورد اين محل نيز صادق است . ببينيم كاشكو يعنى چه و كاشكو چه مىگويد .
واژهشناسى :
از تقطيع نام « كاشكو » سه جزء « ك + اشك + او » بهدست مىآيد .
جزء اول تخفيف يافتهء واژهء « كه » است به معنى قنات ، چنان كه در امثلهء بسيار پيش مورد بحث واقع شد . اما جزء دوم « اشك » واضح است كه يك نام اشكانى است و ظاهرا اختصاص به پادشاهان نداشته و شايد غير آنها نيز به اين نام نامبردار بودهاند و جزء آخر « و » همان تخفيف يافتهء « او » يا علامت تصغير است . بنابراين كاشكو يعنى « كهاشك » كوچك و حالا ملاحظه مىشود كه چطور نامواژه چگونگى وضع نام خود را توضيح مىدهد .
تنبيه : مىشود تصور كرد كه « بن » و بنياد كلمه اصلا « كاش / كش » باشد و از اين دو بن امثلهء بسيار در دست است . « 2 » و « كش » به معنى خوش و خرم و زيباست . در مورد كشكويه هم ممكن است بنياد كلمه « كشك » و « اويه » پسوند نسبت باشد .
كافشان
K fe n
كافشان ( كاهفشان ) در تداول عامه اصفهانى امروز اين نام را « كافشون » تلفظ مىكنند و به صورت كافشان مىنويسند . در برخى « 3 » منابع و مكتوبات ديده مىشود كه آن را كاهفشان مىنويسند .
هامش
( 1 ) - ن . ك . نشريهء 289 م . آ . ا . ص 105 .
( 2 ) - رجوع كنيد به : فرهنگ آ . م . م . ذيل مادهء كاش و كش .
( 3 ) - نشريهء 289 م . آ . ا . ص 14 .