تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى ) — صفحة 489

مساهمون:

ص٤٨٩
برمىخوريم و « ار » پسوند موقعيت است ( كشت - كشتار ، گفت - گفتار ) . « 1 »

سورآباد

- سور

سوران

- سور

سورچه

- سور
سورشگان
Sure S g n
سورشگان ( سورشجان ) ديهى است معتبر در دهستان گرجى از شهرستان فريدن . اين ديه در سال 1345 جمعيتى برابر 553 نفر داشته است . « 2 » و ازاين‌رو ديهى معتبر به حساب مىآمده است . دربارهء خصوصيات اين ديه در نامواژهء فريدن به تفاريق در امكنهء ديگر اين دهستان توضيحات كافى داده شده است و در اينجا مىپردازيم به نام آن .

واژه‌شناسى :

اين نامواژه كه امروز به‌درستى سورشگان ( سورشگون ) تلفظ مىشود از سه جزء « سور + ش + گان » تركيب شده است . جزء « سور » به معنى جشن و سرور است ( نگاه كنيد به واژه‌هاى سور ، سوران ، سورگان و . . . ) اما جزء دوم « ش » حرف وقايه‌اى است كه در اوستايى استعمال بسيار دارد و در فارسى هم به كار مىرود ( ارت + ش + تار - ارتشتار - ارتشدار - ارابه‌دار ) و « گان » همان پسوند است كه در مهرگان و امثلهء ديگر داريم و در پارسى بسيار شايع است .

سورك

- سور

سورگان

- سور

سورمند

- سور
سوزن
Suzan
جوشقان يك نام كهن ايرانى است و گفته‌ايم كه يكى از مراكز تمدن كهن ايران هم بوده است .
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 52 . ( 2 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا .
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى ) — صفحة 489 | محمد مهريار