چونكه همهء خصوصياتى كه دربارهء ديههاى كوچك ناحيهء كرانهء كوير به تضاعيف گفتهايم در اينجا وجود دارد و اتفاقا ديههايى از اين قبيل همه رو به نابودى كشانده مىشود . نكتهاى كه در اينجا مهم است و بايد تذكر بدهيم اين است كه در همين شهرستان اردستان ، منتها در دهستان برزآوند ديه ديگرى داريم كه در فهرست آمار آن را آرموده آوردهاند . اين ديه هم بسيار كوچك است و جمعيت آن از 6 نفر بيشتر نيست . و مسلم است كه حرف اول اين واژه را كه اهالى محل به صورت امالهء « واو » تلفظ مىكنند همان اورموده است منتها به آنگونه كه مأمور شهرنشين مركز آمار شنيده است آن را آرموده ضبط كرده است .
واژهشناسى :
مىخواهيم بگوييم كه ما دو اورموده داريم با يك تلفظ نزديك به هم و هر دو مشتق از كلمهء باشكوه آب . در كلمهء اورموده ، چنان كه از اين پيش هم گفتهايم ، صورتى است از « او + ر + موده - آماده » . براى اطلاع بيشتر رجوع كنيد به اور . و توضيح ديگر اينكه در نواحى مختلف ايران به همين صورت ديههاى بسيار داريم چون آوه ( قزوين - كرج ) ، آويان ( خزر ) ، اورند ( مشهد ) ، اورسى ( اورميه ) ، آورده ( جيرفت ) ، اوبره ( مهاباد ) ، آويز ( بيرجند ) ، آويشو ( هشتپر ) ، آويز ( فردوس - فيروزآباد ) و غيره . « 1 »
اوره
Owre ( h )
اوره يا اوره
Ure ( h )
، ديه نسبتا بزرگى است در دهستان حومه از شهرستان نطنز كه در سرشمارى سال 1345 جمعيت آن را 377 نفر برآورد كردهاند . « 2 »
در حوالى و مضافات اردستان و نطنز بهطورى كه در ضمن گفتوگو به تفاريق گفتهايم ، يك نحوهء زندگانى مبتنى بر اصل اكتفا به منابع خود از ديرباز رايج بوده است و علت آن همان دورافتادگى و عدم نفوذ شهر و عناصر خارجى در حيات مردم محل بوده است .
رفتهرفته اين خصوصيت كم شده و در حال حاضر به شدت و سرعت حالت شهرى شدن ، شهرگرايى و يا شهرزدگى در همهجا ديده مىشود . در اوره ما نيز وضع چنين است . حمامى و مسجدى و مدرسهاى و در دور و بر آن آثار قديمى نيست ، ولى نحوهء استحكامى در
هامش
( 1 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 1 و 5 و فرهنگ آ . م . م . ذيل همين عناوين .
( 2 ) - جمعيت اوره در سرشمارى سال 1375 به 251 نفر كاهش يافته است .