بويى ، از حوالى اصفهان بدانجا آورده بود .
ابن بلخى اين بهره از كتاب خود را ( اوراق 88 ب - 89 ب [ 1 ] ) با اين بحث كوتاه به پايان مىآورد كه بر ايرانيان كه مردمى سركش و لجوجاند به قهر يا به مهر مىتوان به بهترين نحو حكومت كرد . [ 2 ] در مورد شبانكاره ، بخصوص به اظهار اين نظر مىپردازد كه اگر به زور دستار يكى از اين افراد عشاير گردنكش را از سرش برداريد و دوباره بر سرش گذاريد ، هر آينه به شما احترام خواهد گذارد بسيار بيش از آن چه بخواهيد نخست از روى جوانمردى دستار تازهء خود را به وى هديه كنيد كه در اين حال براستى شما را خوار مىشمرد .
« ابن بلخى بىدرنگ پس از يادداشت بسيار مختصرى دربارهء چيرگى مسلمانان بر ايران ، شرحى كوتاه دربارهء خانوادهء قاضى القضات فارس مىآورد .
( ورقهاى 62 الف - 63 ب [ 3 ] ) ، ذكر خلاصهاى از اين فترات خالى از فايده نيست ، پيش از ورود به بخش جغرافيايى تأليف ، اشارتى به خاندان قاضى شيراز به عمل آمده است .
چنان كه از سراسر كتاب او آشكارا برمىآيد مؤلف ما سنى « درست دين [ 4 ] » بود .
كه از تمايلات شيعى آل بويه ، تنفّر آميخته به بيم داشت و پيوسته در كمين بود كه قضات شيراز با آيين خلاف معتقدات عمومى و بدعتهاى آنان كه مورد بيزارى
شرح
[ 1 ] . ظاهرا غلط چاپى است . بخوانيد : 83 ب - 84 الف - م
[ 2 ] . مؤلف به غلط به جاى ترجمه سپاهيان پارس ، ايرانيانpersiansآورده است : متن فارسنامه چنين است : و سپاهيان پارس چون شبانكاره و غير ايشان مردمانىاند زبونگير [ يعنى عاجزكش ] چون اميرى يا والى كه به پارس رود با سياست و هيبت باشد همگان از وى بشكوهند و زبون و مطيع او گردند و چون با سياست و هيبت دادگسترد و دهنده باشد ، يكبارگى دست ببرد . » ( ص 169 - م ) .
[ 3 ] . ص 117 - 119 آتى .
[ 4 ] . ارتودوكسorthodoxرا به « درست دين » ترجمه كردهام كه آن را به « درست آيين » و « راست باور » و « تقليدى » نيز ترجمه كردهاند ، به معنى دين يا آيين تثبيت شده و استقرار يافته يا مذهب مورد اعتقاد عامّه ( با ارتودوكس شرقى از مذهب مسيحيّت اشتباه نشود ) . نگاه كنيد به اسلام بررسى تاريخى نوشتهء هميلتون گيب ترجمهء منوچهر اميرى ، تهران 1367 ، ص 22 ( حاشيه مترجم ) .