مخالفت شد و طوغان طرف طغاجار گرفت و سيورغتمش [ صنيع و ] « 1 » تربيت كردهء بوقا بود ، هر دو امير به رغم و ضدّيت بوقا مربى « 2 » بىبى تركان شدند تا به تقويت ايشان عرضه داشت كه اگر حكم شود صد تومان مال بر سيورغتمش متوجه گرداند كه از ولايت و رعيّت زيادتى گرفته است . حكم نافذ شد مشتمل بر آنكه مفرد ولايت كرمان كند و آنچه بر سيورغتمش روشن شود طلب دارند . « 3 » خواجه گوركان و شركى و فخر الدّين محمّد خداشاهى را به راه و ايلچى و محصلّى و بتكچى « 4 » همراه بىبى تركان بفرستادند و او به عظمتى هر چه تمامتر و احكام معتبر و طبل و علم و چتر و محفّه به كرمان رسيد ؛ و حكم يرليغ بر آن موجب بود كه نواب و بتكچيان سيورغتمش را بگيرند ، تا احوال به راستى تقرير كرده « 5 » و حساب بازدهند و سيورغتمش تعلّل و بهانه نكند به آنكه به اردو و به ديوان بزرگ مىروم و آنجا از عهدهء مال بيرون مىآيم . « 6 » همه در كرمان آن مال از وى به عنف بستاند . چون احكام بر اين منوال رسانيدند وهنى تمام به حال سيورغتمش راه يافت و قراجه در بارگاه سلطنت كرمان بر جاى او نشست و سلطان سيورغتمش بعد از بىعرضى ، رشوت بسيار به قراجه و ديگران داد تا اگر سيورغتمش و اتباع او به اردو روند مانع نيايند ، و با تمام اعيان كرمان متوجّه اردو شد .
چون برسيد رشوت بسيار به امرا داد و پيشكش پادشاهانه كرد تا « 7 » مرحمت و سيورغاميشى شامل حال او گشته ، بعد از آنكه مبلغ صد هزار دينار زيادت پيشكش خاصهء پادشاه كرده بود به تعليم امير طوغان عرضه داشت پادشاه كرد ، كه مال كم ادا كردهام . اگر زيادتى از ولايت بيرون آمده است برقرارى كه پدران من بنده در دولت پادشاه مىخوردهاند به اخراجات و عمارات صرف نمودهام . و اكنون تمامت آن املاك و سرايها و مدارس و خوانق هر چه ساخته شده همه از آن باشد .
ارغون خان مرحمت فرموده يرليغ به نفاذ انجاميد كه صد تومان مال « 8 » كه بر وى رفع
هامش
( 1 ) با ، گ ، ما ندارند .
( 2 ) با : طرفى .
( 3 ) با : بر سيورغتمش موجّه گرداند كه از ولايت و رعيّت زيادتى گرفته طلب دارند .
( 4 ) ما : بىبى كى .
( 5 ) با ، گ ، مل : تا حساب به راستى تقرير كرده .
( 6 ) اساس ، مو : تفحّص مىنمايم ! .
( 7 ) با ، گ ، مل : با .
( 8 ) با ندارد .