نوروزى و على خرگوشى جمله را به ياسا رسانيدند ، « و ذلك جزاء الظّالمين » . شاه شجاع را در اين معنى دو سه بيت مثنوى است :
امان چون خواست فرمودم امانش * چو عجز آورد بخشيدم به جانش
دگر چون عذر در دل داشت غدار * سر اندازش « 1 » شد اين شمشير خونخوار
سگى مكار و دون بىوفا بود * مكافات جفا كاران جفا بود
بعد از آن بلوكات و ولايات كرمان را به امراء و اركان دولت خود حوالت فرمود . بلوك خبيص و احشام سنجرى و بلوچ بر سلطان شبلى مقرر شد ، و ولايت شهر بابك به نوّاب امير معزّ الدّين [ اصفهانشاه حوالت رفت ، و كوبنان « 2 » و بافق و بهاباد « 3 » در اهتمام امير اختيار الدّين ] « 4 » حسن فرمود ، و دار الملك كرمان كه محلّ نشود و نما و منشأ ترقى و استيلاء خانواده بود به تجديد باز در آن ديار اسباب كامرانى و مواد كامكارى و جهانبانى محصّل شد ، نوّاب ديوان خاصّه شجاعى ضبط نمودند .
هامش
( 1 ) با ، گ ، مل : سر اندازن .
( 2 ) همه نسخهها : كونيان .
( 3 ) با ، گ : بهاما .
( 4 ) همه نسخهها : كونيان .