وفات يافت و مهدى در ماسبذان « 1 » و هادى به عيسى آباد و رشيد به طوس و امين را لشكر طاهر در بشاريه « 2 » گرفتند و در شرقى بغداد به قتل رسانيدند . « 3 » مأمون به طرسوس وفات يافت و معتصم و واثق و متوكل و منتصر به سامرا . بعد از آن خود « 4 » خلفا از مدينهء منصور نقل كردند و ديگر هيچ خليفه در آن شهر مقام نساخت .
و مدينهء منصور بر غربى دجله بنياد نهاد و گويند خشت اول خود بر كار نهاده است . « 5 » و چون خشت به دست گرفت گفت « بسم اللّه و الحمد للّه و الارض للّه يورثها من يشاء من عباده و العاقبة للمتقين . » در شهور سنهء خمس و اربعين و مأيه « 6 » [ ( بنياد آن نهاد « 7 » و سنه ست و اربعين و مأيه ) « 8 » بدانجا فرود آمد ، ( چون ) « 9 » در سنهء تسع و اربعين ( و مأيه ) « 10 » ] « 11 » عمارتش « 12 » به اتمام رسيد در آنجا مسكن ساخت . سراى خود و مسجد جامع در ميان شهر نهاد . در آن ايّام بر بالاى ايوانى « 13 » عالى قبهء « 14 » سبزى ساخته بوده است ، ارتفاع آن هشتاد گز ، و بر سر قبّهء تمثال سوارى كه نيزه در دست داشته باشد . و گويند آن « 15 » طلسمى بود كه اين سوار مستقبل جهتى شدى و نيزه بر آن جهت راست كردى ، معلوم شدى كه از آن طرف جمعى « 16 » خوارج ظاهر شدهاند . « 17 » بعد از سهل فرصتى [ از آن طرف ] « 18 » خبرى رسيدى كه جمعى مخالفت « 19 » نمودهاند ، و العهدة على الراوى . و اين قبّه در شهور سنهء تسع و عشرين و ثلثمائة در روزى كه با دو باران و رعد و برق عظيم بود بيفتاد .
بعد از آن بنو عباس در جانب شرقى دجله عمارات بسيار كردند و حالا از آن مدينهء غربى هيچ اثرى « 20 » باقى نيست . بغداد عبارت است از جانب شرقى كه اصل آن قصر
هامش
( 1 ) در نسخه ناخواناست . تصحيح قياسى است .
( 2 ) مل بدون نقطه .
( 3 ) گ ، مل : رسانيد .
( 4 ) مل ندارد .
( 5 ) با : به كار برد .
( 6 ) مل : ثلثماية .
( 7 ) گ : بنياد عمارت كرد .
( 8 ) اين عبارت را اساس ندارد .
( 9 ) اساس ندارد .
( 10 ) اساس ندارد .
( 11 ) اين عبارت را مل ندارد .
( 12 ) با ، گ ، مل : عماراتش .
( 13 ) اساس ، مل : ايوان .
( 14 ) مل قبهء عالى .
( 15 ) مل : كه آن .
( 16 ) مل : جمعى از .
( 17 ) مل : شدند .
( 18 ) با ، مل ، ندارند .
( 19 ) اين عبارت را اساس ندارد .
( 20 ) مل : آثار .