باركين « 1 » خوانند . معرّب « 2 » ساختند ( و ) « 3 » ميّافارقين « 4 » خواندند . و گفتهاند « 5 » كه بعد از آن بناء او را « 6 » به سنگ ، انوشيروان « 7 » نهاده است و بعد از آن پرويز عمارت آن كرده است و از شهرهاى قديمى است . طول آن « 8 » شصت و شش درجه از ساحل ، و عرض آن « 9 » از خط استوا سى و هشت درجه در اقليم رابع ، و در اين شهر ترسايان ( بسيار ) « 10 » بودهاند .
و گويند بيعهاى « 11 » است كه از زمان عيسى باز عمارت كردهاند ، تا غايت اثر آن باقى است .
امّا فتحها : بعد از فتح شام و هلاك ابو عبيدهء جرّاح « 12 » ، امير المؤمنين « 13 » عمر رضى اللّه عنه ، « 14 » عياض « 15 » بن غنم « 16 » را با لشكر بسيار به فتح جزيره فرستاد . ايشان به بلاد جزيره آمدند و موضع را از عقب يكديگر بگشودند . بعد از فتح آمد « 17 » ، به ميّافارقين آمدند و به صلح آن شهر بگرفتند « 18 » به شرط آنكه پنجاه هزار دينار نقد « 19 » بستانند « 20 » ، بعد « 21 » از آن عشر « 22 » از مال ايشان بگيرند . « 23 »
حصن كيف « 24 »
شهركى است كوچك بر لب دجله واقع است . « 25 » صاحب آن را « 26 » سلطان مىگويند .
ميان آمد « 27 » و جزيرهء ابن عمر ، از ديار بكر . موصل و سنجار « 28 » و رها و رقّه و رأس العين ، اين جمله [ را از ديار ] « 29 » جزيره ، ديار « 30 » بكر مىخوانند . « 31 »
هامش
( 1 ) با ، مو ، ناخواناست .
( 2 ) با ، گ ، مو : مغرب .
( 3 ) اساس ندارد .
( 4 ) مو : مسافارقين .
( 5 ) با : گفته .
( 6 ) همهء نسخهها جز اساس : آن را .
( 7 ) مو : ابو نوشيروان .
( 8 ) مو : او .
( 9 ) فقط در اساس .
( 10 ) اساس ندارد .
( 11 ) مو : سعه . اساس ، گ ، مج بدون نقطه .
( 12 ) مو : خراج .
( 13 ) با ، گ ، مل ، مج ندارند .
( 14 ) با ، گ ، مل ، جملهء دعائيه را ندارند . مو : عمر بن خطّاب . مج : عمر خطّاب .
( 15 ) گ : عياض . مو : عياص . مج : عناص .
( 16 ) اساس ، مو : عنم .
( 17 ) گ ، مل ندارند .
( 18 ) با : بگرفت .
( 19 ) مح ندارد .
( 20 ) اساس : بستاندند . با : بستاند .
( 21 ) همهء نسخهها جز اساس : و بعد .
( 22 ) همهء نسخهها جز اساس : عشرى .
( 23 ) مل ندارد .
( 24 ) اساس بدون نقطه .
( 25 ) مو : شده است .
( 26 ) همهء نسخهها جز اساس : او را .
( 27 ) مج : آمده .
( 28 ) اساس ، مو : سبحار .
( 29 ) مج ندارد .
( 30 ) مل : و ديار . گ : جزيرهء ديار .
( 31 ) اساس : مىخواندند . با : خوانند .