ذكر حكام و سلاطين فارس
عرصهء فارس زبدهء ممالك ايران زمين است . به تخصيص شيراز كه تختگاه بلاد فارس است ، در فصول اربعه از گلهاى تازه و رياحين بىاندازه و اثمار گوناگون و اصناف « فاكهة مما يتخيّرون » فردوس برينش « 1 » توان خواند . بيت :
معطر خاك آن « 2 » چون جيب عذرا * مصفّى آب آن « 3 » چون اشك وامق
نسيمى خوش گذر چون عمر نادان * هوايى « 4 » بر صفت « 5 » چون دين فاسق
فارس در قديم « 6 » تختگاه ملوك عجم بود و ملك سليمانش نيز خوانند . امّا بعد از آنكه فارس بر دست مسلمانان گشاده شد ، چنانچه تقرير آن در صدر حكايت فارس گذشت ، در وقت خلافت امير المؤمنين على بن ابى طالب كرّم اللّه وجهه « 7 » ، زياد بن اميّه والى فارس بود . بعد از آن « 8 » [ كه خلافت منتقل شد به امارت و حكومت در زمان بنو اميّه ، حكومت عراق و فارس به حجاج بن يوسف الثقفى دادند و او پسر عم خود محمّد بن قاسم را به فارس فرستاد و بناى شهر شيراز او نهاده است چنانچه ذكر آن گذشت . و بعد از آن منصور بن جعفر از قبل مروانيان والى ولايت فارس بود و ] « 9 » در زمان خلفاى عباسى ، محمّد بن و اصل الحنظلى را والى آن ولايت گردانيدند « 10 » . در زمان خلافت المهدى بالله ، در شهور سنة ست و خمسين و مأتين اولاد ليث ( صفّار خروج كردند . در آن وقت والى خراسان محمّد بن طاهر [ بن عبد اللّه بن طاهر بود . ميان يعقوب ليث ) « 11 » و او محاربات رفت و در سنة تسع « 12 » و خمسين و مأتين محمّد بن طاهر ] « 13 » را بگرفت و بند كرد و
هامش
( 1 ) مل : بر پيش .
( 2 ) اساس : او .
( 3 ) اساس : او .
( 4 ) اساس : تر .
( 5 ) مل ندارد .
( 6 ) اساس : در قديم فارس .
( 7 ) با ، مل : عليه السّلام .
( 8 ) اين سه كلمه را گ ، مل ندارند .
( 9 ) اين عبارت را با ، گ ، مل ندارند .
( 10 ) اساس : گردانيد .
( 11 ) اين عبارت را اساس ندارد .
( 12 ) گ ، مل : تسعين .
( 13 ) اين عبارت را با ندارد .