شهرت ، اجماع و يا ضرورتى كه بر خلاف قرآن باشد جعلى است ، وانگهى اين حكم صريح خصوصى قرآن است كه تفصيلى ندارد و معارضش صريحاً مردود مىباشد ، در پايان هم لطفى پايانى فرمودهايد كه : « و السّلام على من اتّبع الهدى » .
آيهى شريفهى مذكوره ، جملهى ختامى است نسبت به غير مسلمانها به اميد مسلمان شدن آنها ، و من از سيزده سالگى كه مكلّف شدهام ، روز به روز ، اسلامم بر مبناى قرآن و سنت موافقهاش تبلور يافته و قوىتر مىشود [ و كافر نيستم ] و السّلام على عباداللَّه الصّالحين
قم - محمّد صادقى تهرانى 3 / 5 / 1373
« نامهى سوّم »
بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم
با اعتذار از تأخير جواب ، نامهى ديگرى به امضاء حضرتعالى ديروز كه از سفر مراجعت كردم به دستم رسيد ، ناچار شدم با وجود مشغلهى زياد اين چند كلمه را براى اتمام حجّت بنويسم انشاءاللَّه كه اين نامهها مكتوب خودتان نمىباشد « 1 » اينك عين نامه ارجاع و نقاط ضعف آن را علامتگذارى و به ترتيب متذكر مىشوم
( 1 ) « إذا ضربتم في الأرض . . . » و « فإذا اطمأننتم فأقيموا الصلاة . . . » دو جملهى شرطيه هستند كه با كلمهى اذا ( اداة شرط ) شروع شده است .
جملهى اولى بيانگر حكم قصر ، و جملهى دومى بيانگر حكم اتمام است ، و
هامش
( 1 ) - / نامهها به انشاء اينجانب تحرير شده و اگر احياناً به خط خودم نيست اولًا به علتمشغله فراوان است ، چنانكه مراجعى ديگر هم تنها به امضاى نامههايشان مبادرت مىكنند و در ثانى به جهت عدم توانايى دستم در نوشتن است كه احياناً به امضاء اكتفا مىشود