برقرارى روابط ذلّتبار سياسى - اقتصادى گذشته برآمدند . هنگامى كه دولت وقت در 1328 ق تصميم به استقراض خارجى گرفت ، آقازاده طى تلگرافى به مجلس و دولت ، كه در روزنامه حبل المتين به چاپ رسيد ، به شدّت به اين تصميم حمله كرد و نوشت : « تمام اين خونريزىها و از جان گذشتنها براى حفظ بيضهء اسلام و وطن عزيز بود . لهذا امروز بر تمام مسلمين و ايرانيان واجب است كه براى يك وجب خاك عزيز خونآلود ايران ، از جان و مال بگذرند و نگذارند بيش از اين دست پليتيك [ - سياست ] اجانب در اين مملكت ، دراز و دامان ناموس وطن ، زياده بر اين آلوده گردد . . .
از قرار مسموع ، براى مصارف فورى دولت ، امروز پنج كرور تومان وجه لازم شده .
معلوم نيست چرا اولياى دولت ، فقط راه به دست آوردن اين وجه ناقابل را ، قرض كردن از خارجه با آن شرايط جانگداز كه يك مرتبه قلم به هستىِ ايران مىكشد ، دانستهاند . وزراى ممالك خارجه براى مصارف فوق العادهء مملكت خود ، آن وجه را با ترتيبات صحيحه از داخله خود جمعآورى كرده ، ملّت هم با كمال ميل مىدهد . چه شده كه اولياى دولت ، اين موقع را مغتنم نشمرده و تا حال فكرى براى جمعآورى اعانه از داخله نكردهاند ؟ آيا در ميان سى كرور ايرانى نمىتوان با تدابير عمليه و اين حُسن توجّه امروزهء رؤساى روحانى ، و رغبت خود ملّت ، پنج كرور دريافت [ كرد ] كه هر يك روى هم رفته پنج تومان داده كه بيست و پنج كرور براى رفع احتياجات دولت فراهم گردد ؟ و به اين ننگ زير بار قرض خارجه نرويم ؟ و اين نوع استقراض از خارجه به مراتب معايبش بيشتر از قرض سابق است كه پشت استقلال ايران را شكسته و ما را به اين روز سياه افكنده [ است ] » .
آقازاده پس از مرگ پدرش در 1329 ق هم چنان در خراسان ماند و به تدريس و رفع حوايج مردم پرداخت . خانهاش در مشهد محلّ مراجعه مردم و آمد و شد بزرگان بود . مقام علمى و نفوذ سياسىِ او باعث شد كه عملًا ادارهء امور خراسان در دست او قرار گيرد و دولتيان نيز امنيت خراسان را از او مىخواستند .
شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 174
مساهمون: مهدى مهريزى وهادى ربانى
ص١٧٤