القائات شيطانى گشته در روان او اثر گذارده و از آن مهلكه و خطر اجتناب ننمايد بلكه به آن اقبال نموده مورد خطر جدى قرار بگيرد و يا از كوتاه فكرى از مشاهده منّت خائف و لرزان شود و يا در گورستان شب در خطر و وحشت ناگهانى قرار بگيرد و نيروى ثبات خود را از دست بدهد .
بالاخره نيروى واهمه قوهئى است كه وسيله اغواء شيطان نسبت بافراد بشر كوتاه فكر است بلكه او حدى و افراد خاصى از نيرنگهاى او ايمن بمانند و ابليس بهر طريق ممكن بشر را بخطر ميافكند از جمله خطر و مهلكه را به صورت صلاح جلوه دهد و به اصلاح و خير را به صورت مهلكه و خطر ارائه داده و تشويق نمايد بشر نيز از كوتاه نظرى بر خلاف حكمت و خرد بمخاطره افتد از نظر اينكه لازم قوه واهمه تحرز از مهالك و خطر و نيز جلب منافع و حفظ مصالح است ولى از نظر قصور نظر معرض وسوسه و القائات موهوم ابليس قرار خواهد گرفت .
هم چنان كه آيه كريمه
فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ الشَّيْطانُ قالَ يا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلى شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَ مُلْكٍ لا يَبْلى
طه 120 بيان آنست كه شيطان وسوسه نمود و بآدم عليه السّلام اظهار نمود كه از طريق خوردن گندم بزندگى دائم نائل خواهد شد و همچنين بسلطنت زوالناپذير خواهى رسيد چنانچه ابليس اين نيروى مغالطه و اغواء را در مقابل آدم عليه السّلام به كار برد با ساير افراد بشر چه خواهد كرد .
بديهى است نيروى و قوه واهمه به منظور صلاح و خير و حفظ مصالح بشرى است و چنانچه نظام بشرى نمىتواند آن را ناديده بگيرد و از نظر اينكه نظام جهان و عالم كون و فساد مستلزم ضررهائى است كه بالعرض و به تبع به بشر متوجه خواهد شد .
و بطور كلى افراد بشر معرض خطر قرار گرفته و ضررها از ابليس بر بشر خواه ناخواه مترتب خواهد شد از جمله موردى كه قابل توجه است كه از اين طريق ابليس بر افراد بسيارى از بشر دست يابد و با نيرنگ و اغواء بشر را بخطر افكند و يا