تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
نُورٍ
ناظر به اين انحراف و حيرت و گم‌گشتگى است . كه بشر در اثر خودشناسى و خداشناسى و كمالات انسانى نيروى پليد قوه واهمه صحنه‌ئى است كه روح و فطرت و عقل مزاحم و معارض خواهدداشت و آن نيروى واهمه است كه پيوسته در مقام استفصال از حق و انتقاد بر واقعياتى كه از شئون كمال بشرى است برميآيد و راجع بمبدأ و معاد و سعادت كه سير و سلوك معنوى است انتقاد مىنمايد . و بالاخره نيروى واهمه در مقابل كمال بشرى كه از طريق حكمت است در مقام مبارزه برميآيد و حكم عقل و شرع را خدشه‌دار نموده و بر آن اعتراض مىنمايد و در غير كمالات حقيقى بشر هرگز نيروى واهمه در مقام انتقاد و استفصال از حق و واقع بر نخواهد آمد . از اين بيان استفاده مىشود كه نيروى واهمه كه در مقابل عقل اظهار شبهه و تزلزل مىنمايد فقط در خصوص سير و كمال بشرى حقيقى است و در محور مبدء و معاد و برزخ و سعادت و فضائل خلقى بشر دور مىزند و در ساير موارد صنايع و حرفه‌ها و علوم نظرى و رياضى بلكه از هر قبيل علم و صنعت و فضيلت بشرى باشد هرگز نيروى واهمه اظهار نظر نخواهد نمود و بر خلاف حكم عقل اظهار نظر و انتقاد نخواهد نمود . از اين مقدمه استفاده مىشود كه قوه واهمه فقط در مورد سير و سلوك بشر و سعادت و شئون حياتى حقيقى او از جمله در باره مبدء و برزخ و معاد و اداء وظائف الهى اظهار نظر و انتقاد مىنمايد و در مقام استفصال از نيروى عاقله بر مىآيد و آيه كريمه
وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ
ناظر به اين حقيقت است از نظر اينكه غرض از خلقت بشر همانا ربط و ارتباط ارادى و علمى و عملى با ساحت قدس ربوبى است ولى قوه واهمه در مقام مبارزه با حكم عقل و شرع و حكمت برميآيد بالاخره از نظر جنبه معارضه با سير و سلوك و سعادت حقيقى