مانند فرزند كه از صلب پدر و رحم مادر خارج و منفصل مىشود و يا درخت كه از ريشه و هسته ديگرى صورت ميگيرد .
و بالاخره مرحله حركت و تأثير نظام طبع است كه بر اساس تأثير و تأثر و توليد و توالد نهاده شده و مفاد روايت آنست كه مقام تقدير موجودات جهان طبع اساس تفصيل و انفصال هر موجودى از ديگرى است و تقدير و قدر و اندازه هر موجود مادى و طبيعى بانفصال آن در اثر تأثير و تأثر از موجود ديگرى است و از شئون عالم خلق كه لازم آن انتظار فيكون مىباشد و مقابل عالم امر كه فقط وابسته بامر كن كه آنى و دفعى است .
با توجه باينكه تفصيل عبارت از شئون وجودى هر موجود مادى است كه در علم ازلى ربوبى نيز از جمله شئون موجودات و امتياز آنها از يك ديگر بوده با لحاظ وحدتها البسيطة النورية و همه تفصيلات و شئون وجودى هر موجودى نيز ظهورى از تفصيلات و شئون وجودى است كه هر موجودى در علم ازلى ربوبى بوحدتها البسيط داشتهاند .
بالاخره مقام تقدير و تفصيل موجودات عالم طبع نيز ظهورى از تقدير و تفصيل شئون وجودى است كه در علم ازلى ثابت بوده و خواهد بود .
بالاخره موجودات و مخلوقات عوالم امكانى با همهء شئون و لوازم وجودى آنها ظهورى از معلومات بوحدتها البسيطه مقام ربوبى است و مجموع نظام امكانى مسطورهاى كامل از علم و معلوم ازلى و از نظام شريف ربوبى خواهد بود و هر يك منزلى از منازل علم فعلى كبريائى خواهد بود .
بعبارت ديگر هر آنچه در نظام عوالم امكانى باشد ظهورى از نظام علمى ازلى كبريائى و منزلى از منازل علم فعلى خواهد بود و پرتوى و شعاعى از حريم قدس است .
و مفاد
( و التقدير لهذه المعلومات قبل تفصيلها )
آنست كه تفصيل و انفصال
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 202
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص٢٠٢