تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
تناسلى بنام نطفه تحت تدبير نفس و روان مرتبط به همان ماده تناسلى خواهد بود . 3 - بر اين فرض از نظر اينكه نفوس بشرى كه در صلب هر فردى از بشر است بىشمار و بر حسب تقدير از طريق صلب او بفرزندان او انتقال خواهد يافت ولى نطفه و علقه و مضغه اختصاص بماده تناسلى دارد و در آن نفس و روان نخواهد بود جز بطور رابطه موجود و مجرّد با موجود مادّى هنگام كه ماده تناسلى در رحم به حد كمال ميرسد و اعضاء و جوارح آن بنصاب ميرسد همان نفس و روان كه بر حسب علم ربوبى بايد بر جنين تعلق تدبيرى بيابد بموهبت و نفخه الهى روح و روان به آن جنين دميده خواهد شد كه در حقيقت روح و روان و نفوس بشرى كه در اصلاب بوديعت نهاده شده و توسط ماده تناسلى بارحام انتقال مييابد همان روح كه باقتضاء روان مجرد است و قبل از تعلق بجنين نحو تدبر آن نسبت بماده تناسلى رابطه تدبيرى مرموزى داشته و در صلب تدبير و حامل آن ماده تناسلى را تربيت مينمايد . 4 - همانطور كه روح و روان كه به جنين در رحم مادر دميده مىشود و بدن عنصرى در حيطه تدبير روح و روان در مىآيد و او را در دوره زندگى كودكى و جوانى و ادوار زندگى به حركت در مياورد همان روح و روان هنگامى كه در صلب تدبير و حامل ماده تناسلى بوده همان روح آن ماده تناسلى را تدبير مىنمايد يعنى در صلب تدبير ماده تناسلى كه رشد و نموّ دارد و در حيطه تدبير و تأثير معنوى و غيبى روح همان فرزند است كه به جنين دميده مىشود و بطور مستقيم روح و روان به جنين احاطه تدبيرى مىنمايد و تا آخر عمر و زندگى همان روح با بدن عنصرى كه جنين بود به حركت خود در زندگى ادامه خواهد داد . بالاخره از نظر اينكه نفوس بشرى در همه عوالم تجرد ذاتى دارد ولى بطور اقتضاء يعنى روان دميده شده وجود ادراكى بطور اقتضاء خواهد بود نهايت قدرت و نيروى او قابل نقص و كمال و رشد است مثلا در دوره زندگى جنين كه روح
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 95 | محمد حسينى همدانى نجفى