تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
فيض وجود آنان را فرا ميگيرد . و نتيجه جمله
هُوَ اللَّهُ
بيان مقام قدس ربوبى و اينكه غائب و هو مطلق است يعنى موجود مستقلى است كه از عظمت و كبريائى غائب و پنهان از احاطه علمى و شهودى است و اصل و مبدء و منبع فيوضات عوالم است و موجود مستقل غائب است كه كبريائى او وابسته به غير نميباشد بلكه همه ما سوا به او ارتباط دارند و قائم باويند و فقط موجودى كه از عظمت و كبريائى نميتوان بر او احاطه علمى و شهودى يافت همانا ساحت كبريائى است كه از او بضمير هو تعبير مىشود و به هيچ موجودى نميتوان بضمير غائب تعبير نمود . زيرا مقام ضمير هو موجود كبريائى و مستقل در وجود است كه از عظمت و كبريائى مجهول الكنه است و هر موجودى كه هويت و حقيقت او وابسته به غير است او مفاد ضمير هو نخواهد بود از نظر اينكه هو يعنى موجود كبريائى مجهول الكنه كه از عظمت و شرافت و كمال وجودى هرگز در حيطه علمى و شهودى قرار نخواهد گرفت و نفس حقيقت نور و وجود هرگز آميخته به تيرگى عدم نخواهد بود و در اثر جمله
هُوَ اللَّهُ
هويت و حقيقت ذات كبريائى اعلام مىشود . و همچنين مظاهر امكانى او كه رب و مدبر و خالق و معبود موجودات امكانى است كه همه انقياد محض و ربط محض و مخلوق اويند و إله بطور اطلاق بر او صادق است هم چنان كه هو بطور اطلاق بساحت كبريائى او صادق است پس كلمه هو و همچنين لفظ جلاله اللَّه و صفت الهيت را نميتوان به غير ساحت كبريائى اطلاق نمود . قوله احد صفت مشبهه از وحدت گرفته شده و مبالغه در صفت وحدت و يكتائى و بىهمتائى ساحت كبريائى است وحدت حقيقى كه غير قابل تعقل و انقسام و كثرت است و منزه است از اينكه جنس و فصل داشته باشد و يا از ماده و صورت تحقق پذيرفته باشد و هرگز مورد احساس و يا وهم و يا تعقل قرار نخواهد
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 150 | محمد حسينى همدانى نجفى