و اين به هيچ معنا تناسخ نخواهد بود قول باينكه اين تناسخ است ولى در شرع مورد قبول و پذيرش قرار گرفته است اساس ندارد .
نيروى تخيل و هر گونه صورت ادراكى و علمى ظاهر است بذاته و مظهر غير است كه عبارت از امور خارجى و امور علمى و معنوى باشد بالاخره نيرو و نور محسوس مانند ادراكات و قواى محسوس و خيالى و عقلى است زيرا هر گونه صورت ادراكى و علمى ظاهر است بذاته و مظهر غير است و عبارت از امور خارجى و يا معنوى است و هر يك از ادراكات و انوار حسى نور بنفسه هستند بلكه همه آنها نورهائى هستند كه پرتوى از نور الانوار و مجعول به جعل بسيط هستند و شدت و ضعف نورانيت آنها بر ترتيب الاقرب فالاقرب بمقام قدس است .
بالاخره همه انوار ما سواى مقام كبريائى كه نور في نفسه لنفسه بنفسه مىباشد ذوات نوريه هستند كه از مقام كبريائى افاضه ميشوند و مجعول بجعل بسيط هستند و شدت نورانيت آنها در اثر قرب بمقام كبريائى است و انوار جواهر نورانى و همچنين علوم و ادراكات و انوار حسيه همه آنها نورهائى هستند كه قائم بنور الانوار و پرتوى از مقام كبريائى هستند و ذوات نورى هستند كه از مقام شامخ ربوبى افاضه شدهاند و نور امر بسيط كه فاقد حد و معرف است و تفاوت اقسام آن بر حسب فصول و مشخصات زائد نيست زيرا نور عين ظهور است بلكه وجود و نور حقيقت واحده است .
و بر حسب اعتبار اختلاف در آنها است و تفاوت ميان انوار بشدت و ضعف است و نهايت كمال آن مقام نور الانوار و نور غيبى و قائم بذات كبريائى و ضعف آن ظل و سايه محسوس است .
بالاخره نور مانند وجود منقسم بنور لنفسه و نور لغيره مانند نور اجسام و عرضى لازم باشد مانند نور شمس و نور آتش و عرضى مفارق باشد مانند نور قمر و نور ارض و عرضى محسوس خارجى باشد و يا غير محسوس بلكه معنوى و باطنى
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 122
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص١٢٢