كه براى آنان باشد بطور تمثل و قائم بروح كامل اهل ايمان خواهد بود بدون اينكه صورت حقيقت بر حسب نظام آخرت داشته باشد .
بلكه فقط نظام مثالى و قائم بروح و وجدان ذاتى غيبى است و هرگز قابل تحول و تبدل نخواهد بود زيرا وجود و صورتهاى خيالى در عالم برزخ و مثال نيز خارج از اختيار خواسته اهل ايمان خواهند بود بلكه صورتهاى برزخى و مثالى و تمثل است كه ثابت و شئون روحى است و همان وجود مثالى و صورتهاى خيالى ثابت حقيقى است كه در عالم قيامت به صورت حقيقت و تحقق خارجى خواهد ظهور نمود و مشيت قدس ربوبى كمترين لحظهاى بطور ابداع همه آنها به صورت وجود خارجى و ثابت بوجود خواهد آمد .
خلاصه نظام عالم آخرت بر اساس نظام مشيت ساكنان جوار رحمت كه كاملترين نظام امكانى و زياده بر تصور است باينكه هر چه را بخواهند و اراده نمايند بيدرنگ و بدون وسيلهاى صورت بپذيرد و پديد آيد .
مثلا از لاشىء و از غيب طايرى و پرندهاى را پديد آورد باذن ساحت ربوبى و يا آن را بدون وسيله بهيئت طائر مشوى و بريان شده قرار بدهد كه مقتضاى نظام مشيت است كه حق سبحانه براى ساكنان جوار رحمت موهبت و مقرر فرموده است .
در صورتى كه بر حسب نظام عالم طبع و ساير نظامات محال است و اين چنين عمل و ارادهاى لغو و بيهوده خواهد بود .
نتيجه آنست كه قول باينكه موجودات و اشياء عالم طبع كه بر اساس حركت و تحول و سيلان است و محال است كه موجود طبيعى دو لحظه بيك حالت ثابت و باقى نماند انتقال همچه موجود طبيعى بعالم آخرت كه بر اساس ثبات و دوام و قرار است محال خواهد بود .
اين نظر مورد انتقاد است زيرا وجود طبيعى بما هو موجود طبيعى است هرگز
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 26
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص٢٦