دنيا محكوم بنظام طبع بود و هرگز بر خلاف نظام دنيوى نمىتوانست عملى را انجام دهد .
ولى در عالم آخرت بشرى كه قدرت او محدود و در برابر عالم و نظام طبع محكوم و محدود و عاجز بود چگونه در عالم قيامت اراده قاهره و مشيت مطلقهئى را حق سبحانه براى هر يك از ساكنان جوار رحمت مقرر فرموده است .
و بر حسب مفاد كريمه
لَهُمْ ما يَشاؤُنَ فِيها وَ لَدَيْنا مَزِيدٌ
نظام موجودات و اشياء و نعمتها كه در اختيار اهل ايمان نهاده شده در حيطه قدرت و اراده قاهره آنان در آمده شگفتآور است ناگزير بايد تصديق نمود .
اين شاهد آنست كه نظام عالم آخرت كاملترين نظام امكانى و زياده بر تصوّر بشرى است زيرا اين گونه اقتضائات زياده بر تصور را بشر نمىتواند بپذيرد جز از طريق تعبد و انقياد و عبوديت .
خلاصه براى رفع اختلاف نظر و توجه بمفاد كريمه
لَهُمْ ما يَشاؤُنَ
كافى خواهد بود .
از نظر اينكه براى هر يك از عوالم كه بشر بايد بگذرد نظام خاصّى مقرر شده كه هيچ يك در حيطه اختيار و خواست بشر نبوده مثلا نظام عالم طبع نظامى است عمومى محال است كمترين خلاف نظام از فردى صورت بپذيرد تا چه رسد باينكه مثلا طائر و حيوان پرندهئى را به مجرد اراده احضار نمايد و يا بريان شده نزد او حاضر شود .
اين گونه امور در جهان طبع مفهوم ندارد و چنانچه بوقوع برسد بر حسب نظام ديگر و روح ملكوتى خواهد بود در صورتى كه بمنطق آيات كريمه براى ساكنان جوار رحمت و فضل خود اين چنين قدرت و اراده قاهرهاى را مقرر فرموده كه هر چه را بخواهند و اراده نمايند بدون وسيله براى آنان پديد آيد و در دسترس آنان نهاده شود بدون اينكه خواست و اراده آنان معارض و يا مزاحمى داشته باشد .