بمقام عقل بالملكه نايل خواهد شد .
و پس از تكرار و ملازمت استفاده معلومات و انتقالات فكرى صلاحيت زيادترى يافته كه بمقام عالىتر نائل گردد و بر روح و روان اهل ايمان نورانيت زيادترى بتابد و افاضه شود بنام نور عقلى كه سبب استحضار مطالب عرفانى و معقولات كه به آنها احاطه داشته و سبب احاطه و شهود زيادترى نسبت به معلومات خود خواهد بود يعنى بدون تفكر و تكلف بر حقايق و معارف كه كسب نموده احاطه و شهود خواهد يافت بلكه همين نيروى حكمت و نور الهى خود كلمه عقلى و نورانيتى است كه منبع تابش نور و شهود بسيارى از حقايق خواهد بود و راه يافتن بعلوم نفسانى كه از قدرت اهل ايمان خارج بوده در اثر نيروى حكمت سبب استحضار آن حقايق خواهد بود .
بديهى است كه اين قوه و نور عقلى امر غيبى و از موهبت مقام كبريائى است كه بمورد صالح و شايسته موهبت و افاضه مىشود و ركن آن شايستگى و قبول و پذيرش است و وجود آن نيروى خارج از قدرت اهل ايمان است بلكه مبادى و مقدمات آن را چنانچه تحصيل نمايد و صلاحيت اين چنين مقامى از نورانيت را يافته باشد و بيايد از فضل حق تعالى بروح و روان آن فرد اهل ايمان نور غيبى افاضه مىشود .
بالاخره كلمه جامعه قوه و نور غيبى و از جمله مواهب ربوبى است كه افراد صلاحيتدار در اثر پيروى از برنامه اوصياء عليهم السّلام مىتوانند تحصيل نمايند .
و ساحت قدس ربوبى از ازل در باره بعض نفوس و ارواح بشرى احاطه علمى داشته كه در مقام كسب فضيلت خواهد برآمد و طبق خواسته او ساحت قدس ربوبى نيز حكم خواهد فرمود و او را مورد موهبت نور حكمت و نيروى غيبى قرار خواهد داد و بالاخره بر اساس توفيق و حكم و تقدير بوده و در اثر پاسخ بسؤال و بدرخواست روانى و عملى افراد اهل ايمان خواهد بود .
از تعريف گذشته استفاده شد كه حكمت امر معنوى و كمال و نور حقيقى
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 475
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص٤٧٥