و از جمله به كار بردن نيروى اختيار و حالت انقياد فاعل است كه آن نيز ظهورى از فضل مرموز مقام كبريائى است و در اثر اقتضاء و پذيرش فاعل است كه نعمت وظيفه الهى را پذيرفته و در مقام قبول و انقياد برآمده است .
خلاصه نسبت فعل اختيارى بفاعل بطور امكان است از نظر اينكه وابسته بشرايط بوده و ممكن است فعل واقع شود و نيز محتمل است واقع نشود ولى نسبت فعل بساحت ربوبى بطور وجوب و ايجاب خواهد بود از نظر اينكه در صورتى استناد به حق تعالى دارد كه فاعل مختار نيز آن را پذيرفته و انقياد نموده است .
و نيز از نظر اينكه حق تعالى مبدأ المبادى و خالق فاعل و مسبب اسباب است تأثير او در همه وسايل سارى است مانند نور خورشيد كه همه وسايط را نور مىبخشد همچنين قدرت قاهره ساحت كبريائى بر همه وسايط تأثير دارد و هيچ يك از وسائط بطور استقلال تأثير نخواهند داشت از اين نظر اعمال صالحه نسبت آنها به حق تعالى احق و اولى است زيرا همه وسايل بىشمار را او فراهم و دسترس بشر نهاده از جمله اراده و به كار بردن نيروى اختيار فاعل است كه آن موجود امكانى قائم بساحت كبريائى است و فضل مرموزى است در باره اهل ايمان .
قوله ( ع )
:
وَ ما أَصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ
:
استناد گناهان و اعمال ناسزا به شخص فاعل مختار احق و اولى است زيرا ساحت كبريائى همه گونه وسايل طبيعى و معنوى و رهبرى و تعليمى را براى بشر فراهم نموده و هيچ گونه عذرى براى او باقى نگذارده و او را نيز تهديد نموده است از مخالفت بالاخره شأن مقام ربوبى افاضه وجود و تهيه وسايل و اعطاء خير و صلاح است و آنچه به عهده بشر نهاده شده انقياد و خوف از عقوبت و از تمرد است آن نيز امر عدمى و عدم پذيرش است از نظر تقصير بشر .
و اما نسبت به شرور و آفات حوادث خطرناك و ناگوار آن نيز در اثر تضادى است كه موجودات با يك ديگر دارند و تضاد و ضديت لازم وجودى بعض موجودات