تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
حمل بالعرض گفته مىشود الانسان كاتب او ضاحك . و در باره ساحت كبريائى كه وجود او صرف وجود و بلا ماهيت است همه مفهومات كلى اسماء و صفات از ذات كبريائى خارج خواهند بود زيرا هر يك از صفات مفهوم كلى عقلى است كه در ذهن خلجان دارد و صدق مفاهيم آنها بساحت كبريائى مانند صدق ذاتيات نيست هم چنان كه انسانيت براى زيد زيرا ذات او صرف وجود حقيقى و ماهيت واحد ندارد . همچنين مانند صدق عرضيات مانند زيد كاتب نخواهد بود زيرا هيچ يك از صفات كامله قائم بذات بطور عرض بر ذات كبريائى نيستند ولى ذات احديت اين مفهومات و صفات از او انتزاع ميشوند و به او حمل ميشوند و صادق است . مثل اللَّه قادر و حى ولى اين مفاهيم عقلى غير از ذات كبريائى هستند و ذات احديت واحد و بسيط است بنفسه موجود قائم بذات بالاخره همه مفاهيم كلى عقلى صفات و غير او و خارج از او هستند ولى بر حسب مصداق و خارج عين ذات كبريائى هستند از اين نظر حمل صفات كلى بذات كبريائى شبيه حمل ذاتيات مىباشد ولى باز حمل ذاتى نخواهند بود زيرا وجود صرف و بسيط حقيقى و ماهيت ندارد . از اين نظر مرموز چون نامها و اسماء كبريائى بوده نه صفت است چنانچه اسم عين مسمى باشد نتيجه آن تعدد ذات خواهد بود و چنانچه مفهوم هر صفت عقلى عين ذات احديت باشد كه مسمى آنست نتيجه آنست كه هر مفهوم صفتى ذات كبريائى باشد و تعدد و كثرت لازم مىآيد آفريدگار منزه از تعدد و كثرت است . از نظر اينكه از لحاظ مفاهيم و ماهيات آنها كثرت دارند و بر حسب معنا متخالف يك ديگرند و بعض صفت صادق بر بعض ديگر نيست مانند خلق و رزق و رحمت و قدرت بر يك ديگر صادق نيستند ولى ذات كبريائى بهويت بسيط وجود حقيقتى است كه همه صفات كبريائى به او حمل مىشود و صادق است ولى همه آن صفات از لحاظ مفاهيم عقلى و غير و خارج از ذات او مىباشند زيرا هيچ يك از مفاهيم و ماهيات نه در
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 79 | محمد حسينى همدانى نجفى