و مصالح پنهان باشد وجود امكانى در هر مرتبهاى باشد توأم با حد و ماهيت و نقص و تيرهگى عدم خواهد بود جز ساحت كبريائى و به همين حد عدمى هر يك از موجودات امكانى از وجود حقيقى امتياز ذاتى مىيابند يعنى مرتبه بندى مىشود از نظر اين كه وجود داراى مراتب بىنهايت است و از نظر شدت و ضعف و تقدم و تأخر و كمال و نقص امتياز خواهند داشت و موجود توأم با عدم و ماهيت قائم به غير است بايد از واجب كسب وجود بنمايد .
حد وجودى بشريت و انسانيت يعنى ماهيت انسانى است و همچنين حد وجودى بشر و صفت روانى او سعادت و يا نيروى شقاوت و محروميت از رحمت بطور اقتضاء خواهد بود .
3 - قبايح و نواقص موجودات نسبت بمبادى قريب آنها اولى است از اينكه بفاعل بعيد و بساحت كبريائى نسبت داده شود زيرا شأن ساحت كبريائى فقط افاضه وجود و اعطاء خير است و هرگز شرور و نواقص مورد افاضه نخواهد بود زيرا نواقص عدمى هستند و شرور و نواقص از لوازم ماهيات نازل در عالم تضاد است و موجود هر چه از منبع فيض دور باشد بهره وجودى آن كمتر خواهد بود و خير و آثار خير آن كمتر خواهد بود تا برسد باقصى درجه بعد و ماهيات و مواد ظلمانى و معادن شرور و آفات .
و بدين نظر فرمود
( و انت اولى بسيئاتك منى )
همه گناهان و نواقص وجودى استناد به خود بشر دارد كه استفاده ننموده است گرچه مبادى و وجود فاعل و فعل مستند بساحت او است .
4 - از نظر تمام بودن و فوق تمام بودن ساحت كبريائى براى خلق و افعال او غرض و غايت نخواهد بود كه زايد بر ذات كبريائى او باشد و غرض و غايت براى فاعل طبيعى هر دو اسم براى يك چيز است ولى باعتبار متفاوت خواهد بود و امرى كه براى آن فاعل اقدام بفعل مىنمايد و مورد سؤال قرار مىگيرد به آن غايت گويند
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 430
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص٤٣٠