غضب و حرمان قرار گيرند چگونه بر حسب اراده قلبى در دوره زندگى خود به مبارزه با ساحت كبريائى و انحراف از طريق حق و حقيقت اظهار سرور مينمايند و آن را امتيازى مىپندارد و بدين جهت از اهل حق و حقيقت و از اخبار و نيكان دورى و اظهار نفرت مينمايند بلكه شعار آنان عناد با اهل ايمان و مخالفت با طريقه خداپرستى است .
و در باره اين گروه به حكم خرد و عقل ميتوان چنين گفت كه به اختيار و با علم بمبارزه با ساحت كبريائى برخاسته اين چنين خود را معرفى مينمايند و به آن نيز فخر نموده فضيلت و امتيازى براى خود مىپندارند اين چنين روح پليد ظهورى از شقاوت و محروميت افرادى است كه در علم ازلى كبريائى گذشته كه اين چنين باشند هم چنان كه در عالم دنيا و اختيار خود را اين چنين معرفى مينمايند و به حقيقت مسطوره و مصداقى از غضب قدس كبريائى هستند .
و مفاد قول امام عليه السلام
( ان اللَّه خلق السعادة و الشقاوة قبل ان يخلق خلقه )
مراد خلقت و مشيت و علم ازلى در باره سعادت و شقاوت ذاتى بطور اقتضاء و عقلى است زيرا سعادت و شقاوت حسى و خارجى متأخر از عالم خلق و جزء آنست يعنى ساحت كبريائى سعادت و شقاوت و سيرت نورانى و يا سيرت پليد و ظلمانى هر فردى از سلسله بشر را در عالم ازل مقرر فرموده و بدان حكم فرموده .
اين حقيقتى است غير قابل تخلف كه در عالم دنيا و آزمايش تحقق مىپذيرد از طريقى كه شخص به اختيار خود همان سيرت نورانى و يا ظلمانى و پليد را براى خود انتخاب مىنمايد و بدان هم در دوره زندگى دامنه دار خود ملتزم بوده و هر لحظه آن را تحكيم و تنفيذ مىنمايد مثلا كافر و مشرك و بيگانه و فاسق هر يك بر خلاف خرد به شرك و كفر و فسق و فجور گرويده و هرگز در مقام تدبر و تفكر برنميآيد كه در آن باره تجديد نظر نمايد و چنانچه بهر يك از آنان تذكر داده شود لحظهاى بدان توجه نخواهند نمود .
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 407
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص٤٠٧