است و همچنين ظلمت و تيرهگى پنهانى است و بالاخره اختلاف افراد بشر زياده بر تصور بر هيئت نفسانى از لحاظ نورانيت اقتضائى و اكتسابى و همچنين ظلمت و تيرهگى و يا پليدى اقتضائى و اكتسابى است .
خلاصه مراد از كلمه الناس معادن افراد خارجى است كه در جهان اختيار معرض آزمايش قرار گرفته و در اثر اختلاف عقيده و عمل و حركت طريقه سعادت و ايمان را پيموده و يا طريق شقاوت و كفر و خودخواهى را پيش گرفتهاند و اما نفوس بشرى كه در اصلاب و يا عالم و نشئه عقلانى ذر بوده و هستند به آنها افراد بشر گفته نمىشود .
و مفاد روايت آنست كه امتياز افراد بشر در اثر سير و حركت ارادى و اختيارى از يك ديگر بمنزله زر و سيم و طلا و نقره و سنگ است و بر حسب اقتضاء در كمون خود آنچه داشته هر يك از افراد در اثر سير و حركت ارادى سيرت نيك و نورانى را كسب و يا سيرت تيره و پليد را براى خود برگزيدهاند و گر نه هنگام ولادت هيچ يك از سيرت نورانى و يا ظلمانى را بالفعل واجد نبوده است بالاخره مراد از كلمه الناس معادن افراد خارجى است نه نفوس كه در عالم و نشئه سابق بوده و در نظام وجود بهرهاى نداشته و ندارند .
چه آنكه بطور بداهت شخص فاسق و يا بيگانه در نوزادگى و طفوليت فاقد همه گونه صورت علمى اعتقادى بوده و پس از سير و كمال رشد فكرى هر چه از صورت اعتقادى و يا انكار و كفران بدست آورده و تحصيل نموده است و به اختيار آن را براى خود برگزيده و سيرت روانى و يا ظلمانى خود قرار داده است و شاهد آنست كه قضاء حتم ساحت كبريائى در ازل بر ضلالت و كفر افراد خارجى در اثر تنزل و خواسته خود آنها است و صورت واقعى و روح پليد و نگران در اين نظام همانا قلب و روح كافر و بيگانه است و قضاء حتم ساحت كبريائى پس از رهگذر از نظام آزمايش و تكليف به صورت تيره و عناد قلبى و انكار در آمده است و خود آن را از طريق اختيار كسب نموده و ذاتى او قبل از نظام اختيار نبوده است و شاهد آنست كه قضاء حتم
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 399
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص٣٩٩