تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
امام و مكتب او است همچنين عمل او به تبعيت و پيرو حركت و دستور عمل او است پس تابع چه در اراده و چه در عمل خود فاقد اراده است و در اثر پيروى و تبعيت از اراده امام هر حركت كه از او صادر شود از نظر انقياد است بر اين اساس در عوالم ديگر نيز بطور تبعيت و ظلى متنعم بنعمتهاى ابدى خواهد شد و نسبت امام و قائد نسبت روح است نسبت به بدن و نور است به شبح و اصل است به ظل و لب است به قشر و مغز است به پوست . بعبارت ديگر رسول صادع ( ص ) و اوصياء طاهرين عليهم السلام هر يك حجت بر خلق و وسائط فيوضات بطور اطلاق هستند به همان قياس در باره اهل ايمان وسائط اجراء ثواب و پاداش و نعمت خواهند بود يعنى در عوالم ديگر نيز هر يك بالاصاله مشمول فضل كبريائى و متنعم به نعمتها خواهند بود و پيروان مكتب آنان به تبع و بوساطت آنان متنعم بنعمتهاى ابدى خواهند بود . 8 - و آيه
وَ جاءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَعَها سائِقٌ وَ شَهِيدٌ
بيان آنست كه هر يك از نفوس بشرى دو نيروى غيبى در او بوديعت نهاده شده يكى نيروى حركت بسوى مقصد و رفع نياز خود و ديگرى نيروى ادراك و شعور يعنى اراده درونى از نظر اينكه انسان مختار در اجراى نيروى حركت براساس اختيار و قدرت است بدين جهت مقدم داشته شده كه در حركت اختيار دارد و بنيروى ديگرى استناد ندارد ولى نيروى شهود و ادراك بر حسب طبع براساس پيروى از تعليمات و ارادهء ديگران است هم چنان كه اهل ايمان ادراك و شعور آنان تابع دستور امام داعى به حق و وصى است و از آن به نيروى غيبى و فرشته تعبير مىشود كه شخص مؤمن را پيوسته ترغيب و تشويق باعمال خير مىنمايد و يا امام و پيشواى او نيرنگ شيطانى است كه او را بگناه و مخالفت ساحت كبريائى ترغيب مىنمايد بالاخره بشر بر حسب طبع در ادراكات خود تابع و از ديگرى اخذ مىنمايد يا از نيروى غيبى فرشته و يا از نيروى پليد شيطانى محتمل است بدين جهت نيروى شهيد متأخر ذكر شده و سائق مقدم داشته شده .