و كاملين از اهل ايمان دارد و فضيلت اكتسابى است كه توأم با موهبت و فضل كبريائى خواهد بود .
و نيز بر حسب نقل
( الحكمة ضالة المؤمن اخذها حيث يجدها )
اهل ايمان پيوسته در باره حوادث و رويدادها بدنبال حكمت و صلاح است به منظور اينكه آن را درك نمايد و بدست آورد و به كار بندد استفاده مىشود كه مقول بتشكيك است و در همه امور دنيوى و دينى حوادثى رخ ميدهد و بايد با قاطعيت در صدد حكمت و صلاح بود كه از ضرر و خطر ايمن گردد و حكمت بطور اطلاق كه براساس صحيح است همان است كه فرمود
( طاعة اللَّه و معرفة الامام )
ايمان باصول توحيد و تصديق امام و پيروى از مكتب او و مفاد آنست كه حكمت نيروى غيبىگيرندهاى است كه حقايق را درك نموده و در اثر پيروى از مكتب امام بر صفاء و نورانيت آن افزوده خواهند شد كه در هر حادثه و پيش آمدى حكمت و صلاح را تميز ميدهد بطور شهود و به كار بندد از بيان گذشته استفاده شد كه صفت حكمت كمال نيروى ايمان و تقوى است و فقط در صورت صفاء درونى و فضل كبريائى ميتوان از طريق سعى و كوشش از آن حقيقت بهرمند گشت بر اين اساس از جمله مواهب الهى است كه باهل ايمان كامل و باولياء هديه خواهد فرمود .
و در آيه
وَ لَقَدْ آتَيْنا لُقْمانَ الْحِكْمَةَ أَنِ اشْكُرْ لِلَّهِ وَ مَنْ يَشْكُرْ فَإِنَّما يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ
.
از جمله موهبت ساحت قدس كبريائى به لقمان عليه السلام نيروى حكمت است و آن را تفسير نموده به موهبت نيروى شكرگزارى كه هر نعمت كه او را فرا گرفته از منعم حقيقى بداند و آن را در مورد شايسته صرف نمايد با توجه به اين نكته كه در اثر قيام باداء شكر وظيفه خود را انجام داده و به نفع خود اظهار عبوديت و خلوص نموده و بدون نظر باينكه ساحت قدس كبريائى بسپاس او نياز داشته باشد و در اثر موهبت حكمت به لقمان نكاتى از نصايح و مواعظ در آيات كريمه يادآورى شده است كه