ساحت آفريدگار است كه در مورد قابل اهداء خواهد فرمود .
حكمت مرتبه نازلى از مواهب و مناصب الهى است كه باولياء و كاملين از اهل ايمان از طريق اكتساب موهبت مىشود و بوسيلهاى بتوانند تحصيل نمايند و بفضل الهى نيز از آن بهرمند گردند و پيوسته بتوانند به كار برند و در همه حالات و حوادث و رويدادها را در هر مورد بتوانند با آن تطبيق دهند و لغزشى بر آنان رخ ندهد و نكته دقيق همين است كه بطور ملكه باشد .
از اين رو روايت حقيقت حكمت را به تمام معنا در اين جمله خلاصه نموده هر كه اوصياء رسول صلّى اللَّه عليه و آله را بشناسد و از مكتب آنان پيروى نمايد بحقيقت از ساحت كبريائى اطاعت نموده و خير زياده بر تصورى از سعى خود نصيب او خواهد شد زيرا حقيقت و مصداق حكمت امام مفترض الطاعة است همچنين پيروى از مكتب او نيز پذيرش و تعلم حكمت بطور اطلاق خواهد بود و در زندگى اين جهان از بركات نيروى حكمت كه آموخته و به كار برده استفاده خواهد نمود و در عوالم ديگر نيز در پيرو و به تبعيت امام مفترض الطاعة خود محشور شده و متنعم بنعمتهاى زياده بر تصور خواهد بود و شاهد آنست كه حكمت كه از طريق تحصيل نموده صورت ذات و ذاتيات خود را كسب نموده و صورت اعتقادى و سعهء وجودى او بوده و زوال پذير نخواهد بود و بطور اطلاق تابع بوده چه بر حسب كسب ذاتيات خود و چه به لحاظ لوازم و نعمتهاى آن در عوالم ديگر .
و از جملهء جزاء (
فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً
) نيز حقيقت بيشترى از حكمت فهميده مىشود و بهيئت مجهول تعبير شده مبنى بر اينكه حقيقت حكمت موهبت الهى است در اثر لياقت و صلاحيت مرموز ذاتى و اكتسابى نصيب او فرموده است و همچنين خير و بركات ظاهرى و معنوى و صفاى روانى و آثار دايم و بركات بىشمار و زياده بر تصور بفضل الهى نصيب او شده و زياده بر توصيف خواهد بود در نتيجه اينكه صفت فاضله حكمت كمال و نور ايمان اعتقادى و عملى است و اختصاص باولياء