رَمى
باينكه رمى يعنى افشاندن خاك از مقام رسول سلب فرمود و استناد بساحت كبريائى داده است و شاهد بر قدرت كامله بطور تبع و خلافت از ساحت كبريائى است كه در صفات ذات كبريائى در همه مراحل امكانى وساطت دارد و بطور تبع و ظلى تصرف مىنمايد در همه شئون عالم امكانى و فعل رمى ساحت كبريائى بدست قهر رسول صلّى اللَّه عليه و آله انجام شد مسطورهاى از مظهر قدرت كبريائى بطور عموم است .
و جهت تسميه قرآن كريم بفرقان در اثر فرق ميان تنزيل قرآن بر قلب رسول گرامى صلّى اللَّه عليه و آله و ميان نزول كتابهاى آسمانى بر پيامبران و رسولان است مانند تورية و انجيل و زبور داود كه قرآن كريم بر قلب رسول صادع اسلام القاء و موهبت وجودى شده است و هر يك از آيات كريمه بخصوص از مقام كبريائى شرف صدور يافته و بوساطت امين وحى حقايق به قلب صادع اسلام القاء و موهبت شده و آيات خوانده شده بر قلب رسول ولى ساير كتابها بطور الواح و مانند آن بر پيامبران و رسولان نازل شده است كه با خواندن ساير افراد يكسان هستند زيرا ساير مردم نيز از الواح مىتوانند استفاده نمايند .
ولى آيات قرآن كريمه را عموم مسلمانان منحصرا بايد از قرائت رسول صلّى اللَّه عليه و آله استفاده نمايند و چه قدر فرق و فاصله است ميان تعليم رسولان و ميان تعليم تربيت رسولان صادع اسلام پيروان مكتب قرآن را بالاخره از جهات بسيارى آيات كريمه قرآنى با ساير كتابهاى آسمانى تفاوت و فضيلت به غير قياس دارد چه از لحاظ شرف صدور و نزول و چه از لحاظ مطالب كه مورد وحى و تعليم آيات كريمه است و چه به لحاظ نزول آيات كريمه بوساطت امين وحى جبرئيل و صدور از ساحت كبريائى و نزول بر قلب رسول صادع صلّى اللَّه عليه و آله و وساطت جبرئيل و ساير فرقها و مزيتها كه قرآن واجد است محتوى حقايق و اسرارى است كه قابل درك و فهم نيست جز قلب صادع اسلام .
ولى مطالب ساير كتابهاى آسمانى قابل درك و فهم براى همه است و همه مردم مثلا از تورية و انجيل آسمانى و زبور داود استفاده مىنمايند بدون تفسير و شرح