تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
اقرار بربوبيت ساحت كبريائى مىنمود و خود را رسول از جانب كبريائى او معرفى مىنمود و لحظه‌اى از علم و معرفت بذات و صفات كبريائى قصور نداشته تا اينكه براساس نيروى احساس و مشاهده مخلوقات بمعرفت خالق راه يابند هم چنان كه بشر عادى پايه معرفت و مقامات عاليه او بر اساس احساس و خيال نهاده شده است . قوله ( ع ) : قلت ان من عرف ان له ربا فقد ينبغى له ان يعرف ان لذلك الرب رضا و سخطا و انه لا يعرف رضاه و سخطه الا بوحى او رسول : راوى عرض نمود به امام عليه السلام كسى كه معرفت باينكه آفريدگارى دارد كه او را آفريده است و بر حسب حكم خرد و صفت ربوبيت ساحت آفريدگار در باره بشر در برابر نعمت آفرينش شكر و وظايفى مقرّر فرموده كه در مقام سپاسگزارى برآيد و نعمتهاى بىشمار كه آفريدگار دسترس بشر نهاده به منظور تعليم و تربيت و سوق بشر بسعادت و فضايل خلقى و تشبه بساحت قدس ربوبى است و براى تربيت و تعليم بشر نيز وظائف و برنامه‌اى مقرر فرموده كه بشر بايد از آن طريق سير نمايد و به مقصد و سعادت كه كمال بشرى است نائل شود و نيز از انحراف از طريق عبوديت اجتناب نمايد كه به هلاكت و ضلالت سوق داده خواهد شد . بديهى است كه بشر هرگز نميتواند وظايف الهى و طريقه سپاسگزارى و سير و سلوك و بندگى و عبوديت خود را بفهمد و بيابد جز از طريق رسولان و فرستاده و اعزام شده از جانب آفريدگار . و بالاخره عارف بذات و صفات ساحت كبريائى همانا رسولان هستند كه وسائط تعليم و تربيت بشر معرفى شده‌اند . بر اين اساس بشر بايد براى اداء وظايف دينى خود از رسولان و از تعليمات آنان استفاده نموده پيروى نمايد زيرا آنچه مورد اهتمام است در باره عموم مردم نيل به سعادت و فضيلت و اجتناب از گناهان و رذايل خلقى است . بالاخره وظيفه اهل ايمان صدق عقيده و رفتار و گفتار است و هر كه عقيده او