و پديدهاى است و منزه است ساحت آفريدگار از اينكه مخلوق او آشكارتر باشد از ساحت كبريائى او .
بدين جهت آفريدگار اجل و اعلى از آنست كه از طريق مخلوق شناخته شود بلكه از نظر ظاهر بودن همه موجودات شناخته ميشوند باينكه آفريده آفريدگار جهانند و طريق علم رسولان بملكوت اشياء و حقيقت آن همان معرفت بذات و صفات كبريائى و بتوحيد افعالى و آثارى كبريائى است هم چنان كه در فطرت و كمون هر فردى از بشر معرفت صانع و خالق نهاده شده و هر چه را مشاهده نمايد نشانه خلق و آفرينش آفريدگار را ديده و شناخته است بر اين اساس نيز ساحت آفريدگار بهر موجود و آفريدهاى نزديكتر است از آن موجود به خودش هم چنان كه اشعه خورشيد ربط و نشانه محض از خورشيد است .
قوله قال ( ع ) : صدقت :
امام ( ع ) در اثر شنيدن سخنان راوى منصور بن حازم تصديق فرمود كه سخن او در باره اينكه ساحت كبريائى معروفتر از هر مخلوق است و منزه از آنست كه اثر و نشانه و مخلوق خالق و آفريدگار را بشناساند تصديق فرمود با توجه به اين نكته كه معرفت حقيقى ساحت كبريائى بطور موهبت است و از نظر عظمت و كبريائى و ارتفاع و قدس وجودى ارجدارتر از آنست كه از طريق مخلوق و آفريده ساخته شود و منافات ندارد كه طريق معرفت اكتسابى اهل ايمان در آغاز از طريق حس و نظر بآثار و آفاق و مخلوقات باشد كه پايهگذارى معرفت از طريق حس و خيال خواهد بود و پس از طى مراحلى بمقام تعقل و معرفت حقيقى راه خواهد يافت .
بالاخره معرفت ساحت كبريائى و همچنين معرفت صفات ذاتى و افعالى او آشكارتر از آثار و نشانه آنها در عالم خلقت است ولى اين گونه معرفت حقيقى اختصاص باولياء دارد كه از آغاز امر عارف بذات و صفات هستند و هر موجودى را بدين وسيله مىشناسند و مىيابند هم چنان كه عيسى مسيح ( ع ) هنگام نوزادگى
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 152
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص١٥٢