بالاخره بشر در اثر نيروى اختيار كه در باره افعال و حركات ارادى خود دارد و به كار مىبرد خودساز و سعادت ساز و همچنين شقاوت ساز روان خود مىباشد و در دوران زندگى در اثر حركات ارادى صالح و طالح و همچنين در اثر اعتقاد صحيح و باطل خود سعادت و همچنين شقاوت خود را كه پايهگذارى نموده بپايان مىرساند .
و توضيح بيشترى در باره جمله ( و فتح مسامع قلبه ) نيروى شنوائى حسى حساسترين نيروهاى ظاهرى انسان است و در آيات كريمه هر مورد از قواى ظاهرى نامبرده شده نيروى شنوائى را مقدم داشته از نظر اينكه با روحيات و مطالب علمى دانشمندان مىتواند تماس بگيرد و از روح و روان آنان استفاده نمايد همچنين نيروهاى باطنى قلب و روح نيروى شنوائى آن ارجدارتر از ساير نيروها است و بهيئت جمع ذكر شده مسامع گفته شده .
كنايه از اينكه قلب انسانى نيز درجات بسيارى از شنوائى و درك حقايق و اسرار آفرينش دارد و ساير حواس قلب آن انتقالات را نخواهد داشت گر چه نيروهاى قلب تعدد و كثرت ندارد مانند حواس ظاهرى ولى براى تأكيد در باره انتقال بحقايق كه از جمله فضل ساحت كبريائى در باره اهل ايمان دانشجويان مكتب عالى قرآن آنست كه نيروهاى شنوائى قلب او را ميگشايد و به قدر صرف توجه حقايقى را خواهد فهميد و بطور شهود خواهد يافت .
و از جمله فضل ساحت كبريائى آنست كه فرشتهاى را بر قلب اهل ايمان ميگمارد كه در كارهاى خير از او پشتيبانى نمايد و با همنشينى صالح معاشرت داشته باشد و از روحيات او استفاده نمايد .
به همين قياس در باره بيگانگان كه صلاحيت ندارند و نيروى پذيرش قلب خود را به كار نمىبرند از هر فضيلت بىبهره خواهند بود زيرا بشر بر حسب طبع
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 433
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص٤٣٣