و هر يك از افعال اختيارى نيك و بد صالح و طالح در اثر تكرار به صورت ملكه و صفت ارتقاء خواهد يافت يعنى ملكه راسخ و صورت روان فاعل مختار مىشود و جوهر وجود و حقيقت روان انسانى همان عقايد صحيح و ملكات فاضله و فضايل خلقى او است و در جهان ديگر بدان صورت و سيرت خواهد در آمد اين سيرت و حقيقت انسانى است كه در اثر ملازمت و ممارست بافعال اختيارى روح بدان صورت ثابت و مستقر بوده و به همان صورت در عوالم ديگر خواهد بود .
بر حسب آيه (
أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى وَ أَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرى ثُمَّ يُجْزاهُ الْجَزاءَ الْأَوْفى )
بيان آنست كه حقيقت و ذات انسانى در اثر ممارست و حركات ارادى و افعال اختيارى صالح و طالح و نيكو و نكوهيده صورت ميگيرد يعنى حقيقت انسانى همان محصول عمليات و افعال اختيارى است كه بجا مىآورد و سيرت و ذات خود را كسب مىنمايد .
و مفاد جمله
( وَ أَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرى
) آنست كه محصول ذات و ذاتيات كسب شده خود در اثر اعمال و افعال اختيارى باقى و ثابت خواهد بود و در عالم قيامت به همان صورت و سيرت و ذاتى كه كسب نموده محشور خواهد شد .
با توجه باينكه افعال اختيارى از موجودات زمانى و بر اساس تدريج و فناء نهاده شده و ثبوت و قرارى ندارد ولى محصول آن عبارت از حقيقت روح و فعليت اعتقادى و عملى و ملكات است باقى خواهد بود و در عوالم آينده بدان صورت و سيرت صالح و يا طالح محشور خواهد شد .
و در حقيقت محصول سعى و افعال اختيارى و حركات ارادى بشر همانا كسب ذات و ذاتيات و جوهر وجود خود مىباشد كه صورت ثابت او است .
از اين بيان استفاده شد كه سعادت و فضيلت و همچنين شقاوت و رذيلت روح و روان انسانى وابسته و محصول افعال اختيارى صالح و طالح و همچنين اعتقاد صحيح و باطل بشر مىباشد .