تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
شرح روايت مبنى بر چگونگى حالت اسف و تأثر خاطر بر ساحت كبريائى است كه در آيه
( فَلَمَّا آسَفُونا انْتَقَمْنا مِنْهُمْ
) نسبت اسف و تأثر خاطر و پريشان حالى بساحت پروردگار داده شده در صورتى كه از عوارض نفسانى است و ساحت او منزه از نقص و اينكه معرض حوادث قرار بگيرد . پاسخ آنست كه حالت تأسف و انفعال و حالت تغير چنانچه بطور بالذات عارض شود محال است و وصف ذات كبريائى باشد و در صورتى كه بالعرض باشد و بواسطه تأثر خاطر رسول مثلا و يا پيامبر و يا ولى از اولياء باشد مانعى ندارد زيرا عروض حقيقى نيست بلكه بالعرض خواهد بود زيرا رسولان از نظر كمال ارتباط آنان با ساحت كبريائى و واسطه ميان خلق و ساحت خالق هستند بدين جهت داعيان خلق بسوى آفريدگار بوده و واسطه‌اند و از نظر تشريف تأثر خاطر رسول از كفار و متمرّدان نسبت بساحت آفريدگار داده شده است و منتهى باجراء عقوبت آنان شده است . همچنان كه در ضمن روايت فرمود ( و ليس ذلك يصل الى اللَّه كما يصل الى خلقه ) مبنى بر اينكه وصول و عروض بطور حقيقى نيست بلكه بالعرض و در اثر تأسف خاطر رسول است با توجه باينكه هر يك از صفات وجودى مانند وجود داراى مواطن چندى خواهد بود .