تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
كبريائى موصوف بصفات ذات و فعل مانند حى و عالم و قادر و سميع و بصير و خالق و رازق است و هر يك از اين صفات واسطه نزول فيوضات و بركات دائم بعوالم امكانى است به همين قياس رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلم و اوصياء طاهرين عليهم السلام هر يك مظهرى نازل از صفات واجبه است كه واسطه نزول و فيوضات بعوالم تا ابد خواهند بود . هم چنان كه مكتب توحيد و دانشگاه عالى توحيد و خداپرستى و تعليم و تربيت سلسله بشر به عهده آنان نهاده شده و هر يك از آنان واسطه فيوضات و تعليمات الهى در جامعه بشر هستند و بالاخره مقام و منصب تعليم و ارشاد بشر كه محصول و غرض از نظام خلقت است به آنان محول فرموده است اين نمونه‌اى است كه هر يك مظهرى نازل امكانى از صفات كبريائى معرفى شده‌اند و در آيه كريمه (
أُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ
) نيز از آثار همين موهبت است . و در ذيل روايت امام عليه السّلام سوگند ياد نموده و سمت مظهريت اسماء حسنى ساحت كبريائى را اعلام نموده از نظر اينكه درك اين حقيقت امر دشوار و قابل هضم و فهم و تصديق شنونده نبوده اقدام بسوگند فرموده است . و نيز اثرى از آثار آن را نيز تصريح نموده است كه ايمان و اعتقاد قلبى بتوحيد و بصفات كبريائى و همچنين اداء وظايف دينى از اهل ايمان هرگز پذيرفته نخواهد بود جز بتصديق مقام وصايت اوصياء رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلم و نيز تصديق منصب امامت و وصايت آنان و مظهريت هر يك از اسماء حسنى و صفات ساحت كبريائى زيرا انكار مقام وصايت اوصياء عليهم السلام مستلزم انكار توحيد و صفات كبريائى خواهد بود . زيرا بشر در اثر قصور ذاتى مستقيما با ساحت كبريائى و عوالم غيبى هرگز ارتباط نخواهد داشت ناگزير بايد بوسيله مربوطه بتوانند وظايف سپاسگزارى