تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
در اثر اقتضاء مورد و اتصال بعالم ثابت در اثر اقتضاء ذاتى ماده به حركت در مىآيد و زمان و زمانيات را صورت ميدهد بالاخره نظر باينكه وجود مقول بتشكيك و بىنهايت است همه مراتب موجودات طبيعى را پيموده و به حركت در مىآورد تا آنجا كه از حركت صعودى بمقامى عالىتر از تصور مانند مقام خلت و خاتميت ميرسد و از حركت انحطاطى بقوه محض و هيولى تنزل خواهد نمود . و همه مراتب موجودات طبيعى كه بينهايت است همان وجود اطلاقى مرتبه نازلى باختلاف در حال از ظهور علم و شهود كبريائى خواهد بود و آنچه در ماهيات امكانى اسرارى نهفته است بظهور در مىآورد و همه گوياى ( وحده لا شريك له ) هستند و از هر يك اين ندا شنيده مىشود . عالم خلق و عالم تعلق گر چه تيره و تاريك و ظلمت و پراكنده‌گى و كثرت و فناء است بر اين اساس كه ارواح بشر در اثر تنزل بعالم خلق و تعلق به بدن عنصرى مورد آزمايش قرار ميگيرند و زندگى تعلقى براى بشر يگانه وسيله ارتقاء و تعالى مقرر شده و ارواح قدسيه با اينكه در نشئات سابق سبقت وجودى داشته و بر قدسيان نيز فضيلت يافته ولى در اثر تنزل بعالم خلق سبقت وجودى و فضيلت ذاتى آنان بمعرض ظهور در آمده است . روح قدس عيسى مسيح عليه السّلام كه هنگام نوزادگى دعوى (
إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْكِتابَ
) نمود مسطوره‌اى از ساير رسولان است اين چنين روح قدسى در دوره تعلق و زندگى خود بمقامى زياده بر تصور خواهد رسيد مقامى كه فرشتگان در مقام اعتراض بر آمده و بر خلقت بشر اظهار نظر نمودند پاسخ (
إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ
) شرف صدور يافت . بر اين اساس عالم خلق غرض اصلى از نظام امكانى است و در اثر سعى و حركت مىتوان بمقاماتى زياده بر تصور نائل گشت و هر ذره و موجودى نيز در اثر فيض وجود اسرار نهفته‌اى را بعرصه ظهور در مىآورند و همه مظاهر توحيد ذات و صفات و آثار كبريائى هستند .