تدبيرى است كه از ساحت كبريائى شرف صدور مىيابد و دليل قطعى است كه آفريدگار يگانه آن را آفريده و هر لحظه با فيوضات پى در پى همه موجودات را بسوى هدف سوق ميدهد و از اينكه موجودات مادى از خود بىخبرند مع ذلك پيوسته رو باستكمال رهسپارند شاهد آنست كه نيروى غيبى موجودات را بسوى كمال و مقصد رهبرى مىنمايد .
قوله عليه السلام : و بحدوث خلقه على ازله :
و نيز مخلوقات خود را پيوسته و بتدريج ميافريند و ايجاد مىنمايد شاهد آنست كه خالق جهان ازلى است و چنانچه حادث بود محتاج به خالق بود و نيز حركت و سير كمالى موجودات شاهد آنست كه خالق آنها ثابت و مستقر و ازلى است و هر لحظه فيض وجود همه موجودات ريز و كلان آنها را فرا ميگيرد و هرگز لحظهاى از گسترش وجود دريغ نخواهد فرمود .
قوله عليه السلام : و باشتباههم على ان لا شبه له :
و نيز از نظر اينكه افراد بشر و همچنين ساير طبقات موجودات در نوع و جنس شباهت به يكديگر دارند شاهد آنست كه ماهياتى را قرار داده و آفريده و بهرهاى از وجود بهر يك از ماهيات و انواع مختلف بهرمند نموده است براى انتظام زندگى بشر و از ماهيات بسيار هر يك افراد بىشمارى آفريده است مثل و مانند يك ديگر و هر يك از افراد لا محاله وجود خاص به آن فرد دارد و علت و سبب خاصى نيز براى هر يك از افراد ماهيت لازم خواهد بود .
زيرا هر ماهيت معلول و محتاج به علت فاعلى است فاعل و سبب ايجاد آن نيز چنانچه موجود از ماهيت ديگر باشد لازم آن تسلسل است لا محاله بايد علت و سبب پيدايش هر فردى از افراد ماهيات منتهى شود بآفريدگار جهان كه قائم و ازلى است .
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 147
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص١٤٧