مستقيم با آفريدگار نائل خواهند شد با توجه باينكه شهود اكتسابى بر پايه فكر و استدلال استوار است اين دو طريق معرفت باهل ايمان و تقوى اختصاص دارد يكى طريق فكر و استدلال كه آميخته بجهالت و قصور و شرك نهانى است .
دوم سير نفسانى و خودشناسى است كه خود و شئون وجودى و تحولات خود را پرتوى از ساحت كبريائى او بداند كه از اقسام علم حضورى و رؤيت روانى و شهود قلبى بشمار مىآيد اين دو قسم از معرفت يعنى علم حضورى و شهود روانى داراى درجات بىشمار بتعداد پيروان مكتب توحيد خواهد بود .
ولى هيچ يك از اهل ايمان از معرفت شهودى از طريق روانى و خودشناسى ارتقاء نخواهد يافت و نهايت تكامل آنان معرفت اكتسابى و حضورى است كه از خارج حاصل شده است .
ولى ارواح قدسيه كه پيوسته از تعليمات غيبى و سروشهاى روانى برخوردارند از آغاز خلقت و عالم ذر در اثر موهبت وجودى و شهودى بمقام عالى از معرفت و قرب بحريم كبريائى نايل آمده بدين جهت بر قدسيان و بر سلسله بشر سبقت وجودى و شهودى يافتهاند .
و بعبارت ديگر رؤيت و مشاهده عبارت از حضور وجود بر ظرف ادراك و با نيروى تعقل است و نظر باينكه ساحت كبريائى منزه از جسمانيت و مقدار و شكل و تحولات آنها است هرگز بر حريم او فكر و حس و يا خيال راه نخواهد يافت .
و اما نيروى تعقل كه شأن آن ادراك و معرفت كامل حقيقى است نه از نظر خارج بلكه شهود و انكشاف و نورانيت است كه بر قلب و روان پديد مىآيد اين نيروى تعقل بر حسب اختلاف نورانيت و صفاء آن ميتواند حقايقى را از صفاء و نورانيت كبريائى بيابد در اثر تناسب كه روح و نيروى عاقله با صفاء و نورانيت بىنهايت كبريائى دارد و نفخه و پرتوى از نور وجودى واجب بذات است .
و از نظر اينكه ساحت كبريائى اظهر اشياء و انور و اجلى است كه صحنه
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 116
مساهمون: محمد حسينى همدانى نجفى
ص١١٦