تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
نمايد و نيروى احساس تناسبى با ادراك حقايق و اسرار ندارد و همچنين از جمله نيروى روانى او نيروى واهمه است كه جز خاطرات بىاساس عارض او نمىشود و با نيروى واهمه هرگز نميتوان بحقايق و اسرارى پى برد و درك كرد . همچنين با خاطرات بيهوده و بىاساس نميتواند صفات و نعمتهاى آفريدگار را بفهمد و به تعبير و سخن در آورد همچنين با نيروى عقل و بصيرت اكتسابى هرگز نميتوان بصحنه نامتناهى قدرت و صفات و كمالات واجب راه يافت و حدود نعمتهاى پروردگار را نيز نميتوان فهميد و درك كرد تا چه رسد بكمالات كبريائى . قوله عليه السلام : جل عما وصفه الواصفون و تعالى عما ينعته الناعتون : مقام كبريائى بىنهايت ارجدارتر از آنست كه عارفان توصيف مىنمايند زيرا آنچه درك نمايند با عقول خود سنجيده و در حيطه خود آن حقيقت را در روان خود ايجاد نموده و آفريده و به آن معتقد هستند ساحت كبريائى خالق عارف و نيز خالق روان و فهم و عقيده توصيف‌كنندگان است . بر اين اساس ساحت كبريائى اجل و ارجدارتر از سخنان و توصيف و عقيده عارفان و توصيف‌كنندگان است همچنين بالاتر از نعت و توصيف هر سخنورى است كه در باره كبريائى سخنانى بگويد ساحت كبريائى به غير قياس از او و از سخنان او بالاتر است و منزه از نواقصى است كه طى سخنان خود ميگويند . قوله عليه السلام : نأى في قربه و قرب في بعده فهو في نأيه قريب و في قربه بعيد : از نظر كبريائى آفريدگار احاطه ذاتى نسبت بموجودات دارد و در عين حال قرب و نزديكى و احاطه به آن موجود باز بسيار دور بىنهايت فاصله دارد زيرا