كتب اربعهء شيعه از روى همان اصول و كتابهاى اصحاب ائمه عليهم السلام تدوين گشت .
نكتهء ديگرى كه از اين بحث قابل استفاده است ، اصالت روايات شيعى در مقايسه با روايات اهل سنّت مىباشد ؛ زيرا سياست منع تدوين در طى يك قرن ، سبب نابودى برخى از روايات و تغيير و انحراف و جعل برخى ديگر گشت .
در خاتمه ، سخنان عبدالحليم جندى ، از علماى اهل سنّت كه در مقايسه دو مكتب تشيّع و تسنن در جريان تدوين حديث سخن رانده است را مىآوريم . وى پس از چندينبار كه از تقدم شيعه در تدوين حديث سخن مىگويد ، « 1 » آورده است :
عمر از ترس آميخته شدن قرآن با حديث « 2 » از تدوين حديث جلوگيرى كرد و به همين دليل تدوين حديث در بين اهل سنّت يك قرن به عقب افتاد و باب جرح و تعديل و جعل و فقدان در حديث اهل سنّت گشوده شد ، لكن امام على عليه السلام از اولين روز وفات رسول گرامى صلى الله عليه و آله به نگارش و تدوين روى آورد و چه بسا اهتمام او به امر نگارش موجب شد تا در مسائلى كه عمر در آن فرو مىماند ، مرجع صحابه گردد . « 3 »
سيوطى نيز نظير اين سخن را آورده است . وى ضمن اشاره به اختلاف صحابه و اينكه گروهى تدوين حديث را ممنوع و برخى مجاز شمردهاند ، بيان مىدارد كه امام
هامش
( 1 ) . پژوهشى در تاريخ حديث شيعه ، ص 162 به نقل از : الامام جعفر الصادق ، ص 200 و 201 .
( 2 ) . اهل سنّت براى توجيه دستور خلفا بر تحريم كتابت حديث دست به توجيهاتى زدهاند كه يكى از آنها ترس ازاختلاط قرآن با حديث است . البته اين سخن قابل قبول نيست ؛ زيرا مىتوانستند دستور دهند كه قرآن و حديث را در دو دفتر جداگانه ثبت كنند . اختلاط در جايى رخ مىداد كه اين دو در كنار هم ضبط شوند .
( 3 ) . پژوهشى در تاريخ حديث شيعه ، ص 164 ، به نقل از « الامام جعفر الصادق عليه السلام » ، ص 25 .