هم زنند و فرياد كنند . « 1 »
برخى از فقها در اين عصر دربارهء غناء كتاب جداگانه نوشتهاند كه از آن جمله محقق سبزوارى از دوستان و معاصران فيض است . وى اظهار نظر تازهاى كرد ، غناء را به دو بخش حلال و حرام تقسيم كرد و غناى حرام را منحصر در مواردى دانست كه همواره با لهو و لعب باشد و گرنه صرف غناء به تنهايى حرمتى ندارد .
همين فتواى سبزوارى سبب انتقاد يكى از عالمان به نام شيخ على نوادهء شهيد ثانى ، از وى گشت . « 2 »
اگر به شرايط سياسى آن عصر توجّه كنيم ، به يقين صدور فتوى بر جواز غناء در آن عصر ، دليل شجاعت و شهامت صاحب فتوى دارد ؛ زيرا سياست شاهان صفوى در قرن يازدهم هجرى بر كوبيدن متصوّفهء استوار بود و فتواى حرمت كه در بين فقهاء مشهور است مىتوانست همراهى با سياست عصر تلقّى شود ، لكن فقهاى با شهامتى نظير سبزوارى فتوى به جواز غناء در صورت همراه نبودن با لهو و لعب دادند .
مرحوم فيض نيز چون سبزوارى معتقد است كه غناء فى نفسه حرام نيست ، بلكه محرَّم امور ديگرى است كه به همراه غناء مىآيد ؛ مثل به كار بردن آلات موسيقى و تكلّم به سخنان و اشعار باطل و اينكه زنان آوازهخوان خود را در معرض مردان نامحرم قرار دهند . اين امور حرام است .
به عبارت ديگر غناء در لغت به معناى « صوت » يا « مدّ الصوت » آمده است « 3 » و اين امر به خودى خود حرام نيست . آنچه در روايات تحريم شده است ، امورى است كه به
هامش
( 1 ) . صفويه از ظهور تا زوال ، ص 369 .
( 2 ) . همان ، ص 389 .
( 3 ) . ر . ك . به : ابن اثير ، النهايه ، ج 3 ، ص 391 ، مادّهء غنا كه مىگويد : كل من رفع صوته و والاه فصوته عند العربغناء . و ر . ك . به : الوافى ، ج 17 ، ص 221 ، حاشيه مرحوم شعرانى .