مصمم شدند كه قاتل را نبخشند ، تنها يك ضربه بر وى وارد سازند ، نه بيشتر . « 1 »
ب - شخصى از امام صادق عليه السلام پرسيد : هرگاه فردى ادّعاى امامت داشته باشد ، چه امرى مىتواند دليل و شاهدى بر امامت وى باشد ؟ حضرت پاسخ داد : از او در مورد حلال و حرام الهى سؤال مىشود . ( اگر پاسخ صحيح داد ، امامت وى معلوم مىگردد . )
بعد امام صادق عليه السلام اضافه كرد : سه چيز دالّ برامامت است : 1 - نزديكترين فرد به امام سابق بودن . 2 - داشتن سلاح پيامبر صلى الله عليه و آله . 3 - وصيت امام سابق به فردى .
از طرف ديگر روايتى از امام رضا عليه السلام نقل شده است كه « وصيت امام سابق » را دليل بر امامت مىداند ، ولى جواب دادن به سؤالها را شاهدى برامامت فرد نمىداند . « 2 »
روشن است كه ظاهر اين دو روايت با هم تنافى دارد ؛ زيرا روايت اوّل جواب صحيح به سؤالها را دليل بر امامت جواب دهنده مىداند ، ولى روايت دوّم ، اين امر را كافى نمىشمرد .
مرحوم فيض براى حلّ تعارض بين اين دو مىگويد : سؤال از حلال و حرام ، هنگامى مىتواند حجّت و دليل بر امامت باشد كه فرد مدّعى دروغين ، از جواب دادن عاجز بماند يا آنكه سائل عالم به جواب باشد ( و فرد مدّعى ) نتواند پاسخ صحيح بدهد . در اينجا روشن مىشود كه آن فرد ، امام واقعى نيست . هر سؤال و جوابى نمىتواند شاهدى بر امامت شخص جواب دهنده باشد ؛ زيرا ممكن است سؤالهايى كه مطرح مىشود : آن شخص جواب آنها را از فرد عالمى فراگرفته باشد . ( بنابراين منافاتى بين دو روايت نيست . ) و به همين جهت در روايت اوّل ، امام صادق عليه السلام از جواب سؤال اعراض كرد و سه چيز ديگر را دليل بر امامت دانست . « 3 »
هامش
( 1 ) . الوافى ، ج 2 ، ص 335 .
( 2 ) . قال الرضا 7 : فَامَّا الْمَسائِلُ فَلَيْسَ فيها حُجَّةٌ . الوافى ، ج 2 ، ص 132 .
( 3 ) . الوافى ، ج 2 ، ص 131 و 132 .