نمونههايى از جمع دلالى در « وافى »
الف : در وصيّت امام على عليه السلام به فرزندانش در هنگام شهادت آمده است :
انْ ابْقَ فَانَا وَلِىُّ دَمى وَ انْ افْنَ فَالفَناءُ ميعادى . الْعَفْوُلى قُرْبَةٌ وَ لَكُمْ حَسَنَةٌ فَاعْفُوا وَ اصْفَحُوا الا تُحِبُّونَ انْ يَغْفِرَ اللّهُ لَكُمْ . « 1 »
ظاهر اين جملهها آن است كه امام عليه السلام از فرزندانش مىخواهد كه قاتل او ( ابنملجم ) را مورد عفو قرار دهند . اين برداشت با ذيل همين حديث : « يا بُنَىَّ ضَرْبَةً بِضَرْبَةٍ . » « 2 » و با وصيّت منقول در « نهجالبلاغه » : « اذا انَا مِتُّ مِنْ ضَرْبَتِهِ هذِهِ فَاضْرِبُوهُ ضَرْبَةً بِضَرْبَةٍ . » « 3 » منافات دارد ؛ زيرا حضرت در ذيل آن و نيز وصيّت موجود در « نهجالبلاغه » ، قصاص ابنملجم را ، در صورت شهادت خود از فرزندانش خواستار است .
مرحوم فيض دو جمع دلالى براى حلّ اين تنافى بيان مىكند :
جمع اول : مراد امام على عليه السلام از عفو ، بخشيدن شخص ابنملجم نيست ، بلكه عفو همفكران و همكاران ابنملجم است كه او را براى كشتن امام تحريك و آماده ساختند .
شاهد بر اين جمع سخنى است كه در وصيت موجود در « نهجالبلاغه » آمده است :
الا لاتَقْتُلُنَّ بى الّا قاتِلى ؛ آگاه باشيد ! به خاطر قتل من ، جز قاتل مرا نكشيد .
جمع دوم : امام عليه السلام از فرزندانش مىخواهد چنانچه تصميم بر قصاص گرفتند و
هامش
( 1 ) . الوافى ، ج 2 ، ص 333 .
( 2 ) . ابنملجم يك ضربت به من زده ، بنابراين يك ضربه به او وارد سازيد .
( 3 ) . هرگاه بر اثر ضربه او ( ابن ملجم ) من به شهادت رسيدم ، به او يك ضربه وارد سازيد ؛ زيرا او تنها يك ضربه برمن وارد كرده است . نهجالبلاغه ، نامهء 47 .