مقدمه :
در بخش تفسير آيات هريك از متون تفسيرى كهن ، به مطالبى برمىخوريم كه بيش از آنكه به قرآن و نص آيات مربوط باشند به محيط فرهنگى و برداشتهاى ذوقى مفسر مربوط مىشوند . اين نكتهها هرچند در يك كتاب تفسير مطالبى حاشيهاى و فرعى محسوب مىشوند به نوبهء خود و در حوزهاى جدا ، از ارزش فراوانى برخوردارند .
براى مثال در نخستين نكتهاى كه در اين باره آوردهايم ، حوا زودتر از آدم ( ع ) در دام ابليس گرفتار شده ، به سراغ درخت گندم مىرود و از آن مىخورد ؛ ولى خطاى او باعث هيچ عكس العمل سوئى نمىشود چرا كه « امر و نهى همه مردان را باشد و كيخدا را و تا كيخدا گناه نكند كس زنان را به گناه نگيرد » 2 درحالىكه مطابق تعليمات قرآنى ، هركس در گرو عملى است كه انجام مىدهد (
كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ
آيهء 38 ، المدثر 74 ) و زن و مرد ، هر دو به پاداش اعمال نيكشان به بهشت مىروند 3 و براى سياهكاريهايشان كيفر مىشوند . 4 پس اعتقاد به بىمسؤوليتى زن در برابر آنچه مىكند داراى هيچ مبناى قرآنى نيست بلكه ريشه در فرهنگ قومى و باورهاى عاميانه دارد .