خداوند ولى كسانى است كه ايمان آوردهاند . آنها را از تاريكيها خارج ساخته و به نور هدايت مىنمايد . ولى آنان كه كفر ورزيدند اوليائشان طاغوت است كه آنها را از نور بيرون برده و به تاريكيها مىكشانند . اينان هميشه در آتش باقى خواهند ماند .
انسان قرآنى هيچگاه گردنش را پيش باطل خم نمىكند بلكه سعى دارد تا باطل را از بين برده و حق را چيره نمايد .
همه بدبختيها و اسارتها به جهت ترس از مرگ است . ترس از مرگ باعث مىشود تا انسان تن به هر ذلّتى بدهد ولى زنده بماند . از اينرو وابستهترين ملتها و اسيرترين آنها ، ملتهائى بودند كه از آموزشهاى دينى به دور بوده و مرگ را فانى شدن مىدانستهاند . اما قرآن مرگ را رسيدن به خدا دانسته و شهادت را زندگى جاويد و حيات حقيقى معرفى مىكند . از اينرو انسان قرآنى جز خدا نزد هيچ قدرتى گردن خم نمىكند .
هركه پيمان با هوالموجود بست * گردنش از بند هر معبود است
مؤمن از عشق است و عشق از مؤمن است * عشق را ناممكن ما ممكن است
عشق را آرام جان حريّت است * ناقهاش را ساربان حريّت است
آن امام عاشقان پور بتول * سرو آزادى زبستان رسول
الله الله باى بسم الله پدر * معنى ذبح عظيم آمد پسر
سرخ رو عشق غيور از خون او * شوخى اين مصرع از مضمون او
بر زمين كربلا باريد و رفت * لاله در ويرانهها كاريد و رفت
تا قيامت قطع استبداد كرد * موج خون او چمن ايجاد كرد
سرّ ابراهيم و اسماعيل بود * يعنى آن اجمال را تفصيل بود