نمىشود دست برداشت .
اصل خود جذبست ليك اى خواجه تاش * كار كن موقوف آن جذبه مباش
زانك ترك كار چون نازى بود * نازكى در خوردِ جانبازى بود
نه قبول انديش نه ردّ اى غلام * امر را و نهى را مىبين مدام
مرغِ جذبه ناگهان پرد زعش * چون بديدى صبح شمع آنگه بكش
چشمها چون شد گذاره نور اوست * مغزها مىبيند او در عين پوست
بيند اندر ذرّه خورشيد بقا * بيند اندر قطره كلّ بحر را « 1 »
20 - برهان برهان بيانى است براى ثبوت حجيّت يك شىء و محكمترين دليلى است كه صادق بودنش ابدى است و دروغ و بطلان در آن راه ندارد . « 2 » قرآن خود را برهان معرفى كرده و مىفرمايد : يا ايُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَكُمْ بُرْهنٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ انْزَلْنا الَيْكُمْ نُوراً مُبيناً « 3 » اى مردم تحقيقاً دليل قاطع از سوى خدايتان برايتان آمده است . و بر شما نورى آشكار نازل كردهايم . قرآن چون برهان است لذا وجودش فى نفسه موجب ثبوتش هست . از اينرو نيازمند دليل و حجت ديگرى نيست تا بواسطه آن ، حقانيت خود را اثبات كند . بلكه نفس وجود قرآن با همهء آيات و حقايق موجود در آن نه تنها دليل بر اثبات حقانيت خود است بلكه موجب اثبات حقايق ديگر نيز مىباشد . همانگونه كه برهان و دليل منطقى ، براى اثبات امور برهانى است نه خود برهان . زيرا برهان
هامش
( 1 ) - دفتر ششم ، ابيات 1477 تا 1483
( 2 ) - مفردات راغب ، ص 45
( 3 ) - نساء 174