تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن از زبان قرآن ( فارسى ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
و آن جز ذكر عالميان نيست . چون قرآن و پيامبر ذكرند و ذكر حق همچون خودِ حق پاك و منزه است . انسان ذاكر نيز به اندازه همت و كمال خود از اين پاكى بهره‌مند است زيرا .
ذكر حق پاك است چون پاكى رسيد * رخت بربندد برون آيد پليد مىگريزد ضدها از ضدها * شب گريزد چون برافروزد ضياء چون درآيد نام پاك اندر دهان * نى پليدى ماند و نى اندُ هان « 1 »
خاصيت ديگر ذكر اين است كه فكر را به اهتزاز آورده و انسان مُذَكّر را مُفَكّر بار مىآورد .
اين قدر گفتيم باقى فكر كن * فكر اگر جامد بود رو ذكر كن ذكر آرد فكر را در اهتزاز * ذكر را خورشيد اين افسر ده‌ساز « 2 »
البته منظور از ذكر اين نيست كه تسبيحى به دست گرفته و مدام سُبُّوحٌ قُدُّوس بگوييم بلكه مراد اين است كه ما ، ذِكر قرآنى داشته باشيم . اگر قرآن و پيامبر ذكراند و ما بايد ذاكر اينها باشيم ، بايد تشبّه به اينها پيدا كنيم . يعنى خود را همانند آنها ساخته و به قدر امكان به اخلاق قرآنى و نبوى متخلّق شويم : اين كار جز با تلاش و كوشش شبانه‌روزى حاصل نمىشود . ضمن اينكه نبايد به كار خود خيلى اميدوار باشيم بلكه در حين كار بايد چشم اميد به لطف و جاذبه و بارقه غيبى بدوزيم و رشته‌هاى انانيّت را بسوزيم كه گاهى با يك جذبهء حق راه هزارساله طى مىشود و به قول اقبال لاهورى
در طلب كوش مده دامن اميد ز دست * طى شود جاده صدساله به آهى گاهى
مولوى مىگويد اساس كار به وسيله جذبه است اما در عين حال از تلاش
هامش
( 1 ) - دفتر ششم ، ابيات 1477 تا 1483
( 2 ) - مفردات راغب ، ص 45