-
إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُفٌ رَحِيمٌ
« 1 » ، « زيرا خدا ( نسبت ) به مردم دلسوز و مهربان است » .
و صدها آيهء ديگر كه نشانگر علم ، عدل ، حكمت ، رحمت و رأفت ذات اقدس ربوبى مىباشند « 2 » .
تنها مسألهاى كه منكران « نسخ » در جريان انكار عقلى آن مطرح كرده و استمالت آن را بدان مبتنى مىكردند . همين بدا و يا پوچى و بيهودگى و يا تحصيل حاصل بود كه چنين لازمهاى وجود ندارد ، بلكه ضرورت وجود جريان « نسخ » در مقام تشريع نيز احساس مىگردد .
دليل دوّم
اگر نظريّهء « نسخ » در حوزهء اديان از منظر عقل محال باشد و در مقام عمل واقع نشده باشد ، اوامر موقّت و امددار شارع در مقام تشريع نيز نبايد جايز مىشد ، بلكه مىبايست منكران « نسخ » جواز عقلى و وقوع خارجى آن را نيز انكار نمايند ؛ چرا كه « نسخ » همانگونه كه تعريف كرديم همان حكم موقت شارع حكيم است . و تنها تفاوت آن دو در اين است كه در « نسخ » امد و وقت و زمان حكم از ديد مكلفين پنهان و مستور است ، ولى در احكام موقت ، امد و زمان از اول روشن است ، از اين رو گفتيم « نسخ » تخصيصى ازمانى و تخصيص افرادى است .
لكن همهء پژوهشگران اسلامى ، اعم از منكران و مثبتين ، از منظر عقل و شرع ، احكام توقيتى و امددار را تجويز مىنمايند . و هيچ شبهه و يا اشكالى در مودر آن ، ايجاد ننموده و مطرح نمىكنند ، بلكه بر وقوع حتمى آن اعتراف داشته و بدان عمل مىنمايند ؛ چنان كه فرمود :
هامش
( 1 ) بقره ، 193 .
( 2 ) ر . ك : على حسن العريض ، پيشين ، صص 118 - 119 . محمد عبد العظيم زرقانى ، پيشين ، ج 2 ، صص 187 - 189 ، و سيد ابو القاسم خوئى ، پيشين ، صص 279 - 280 .