تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نسخ در قرآن ( فارسى ) — صفحة 16

مساهمون:

ص١٦
رجال وفق داده و مخالف عصمت و مخالف عقل و مخالف تاريخ نبوده و با نص قرآن كريم و يا ضروريات اسلام ، در تعارض و تضاد نباشد و تنشى هم با مصونيت قرآن از تحريف نداشته باشد . از اين رو ، بحث و بررسى مظان « ناسخ و منسوخ » در قلمرو تشريع ، در شريعت اسلام يك امرى لازم و واجب مىباشد .

ى - اهميت نسخ در فهم احكام قرآن

مسلمانان عصر رسالت ، در بهار فرويش وحى بر رسول خاتم بويژه خاندان وحى - عليهم السلام - بر مسألهء « نسخ » اهتمام فوق‌العاده داده و آن را تنها كليد فهم احكام قرآن و يا در رديف آيات محكمات در حل معظلهء متشابهات آيات تلقى نموده‌اند . در بحث پيشينهء تاريخى و سير نگارشهاى قرآنى خواهد آمد كه امير المؤمنين - عليه السّلام - در دو خطبهء نهج البلاغه از « نسخ » به عنوان كليد فهم قرآن و مهمترين مسأله در قلمرو فقه قرآن ياد فرموده است . و ما در مجال كوتاه چند حديث مىآوريم .

ك - اهميت نسخ در آينهء روايات ائمهء اهل بيت

گروه زيادى از نويسندگان ، دانشهاى قرآنى اعم از تفسير و يا ديگر معارف قرآنى و محدثين از برخورد قاطع امير المؤمنين - عليه السّلام - با يك واعظ و يا قاضى در مسجد كوفه گزارش كرده‌اند كه امير المؤمنين - عليه السّلام - به يكى از قضات ، برخورد كرد و از وى پرسيد « آيا ناسخ را از منسوخ مىشناسى ؟ » وى پاسخ داد : خير . على عليه السّلام فرمود : « خود و ديگران را به وادى هلاكت افكنده‌اى . چرا كه هر حرفى از قرآن داراى وجوهى است » « 1 » و شايد اين قاضى « ابو يحيى المعرّف » باشد ؛
هامش
( 1 ) محمد بن مسعود عياشى ، تفسير العياشى ، ج 1 ، چاپ اول - بيروت : منشورات اعلمى ، 1411 ه . ق ، ص 23 . جلال الدين ، سيوطى ، الاتقان في علوم القرآن ، ج 2 ، چاپ دوم - دمشق : دار ابن كثير ، 1414 ه . ق ، قمرى ص 700 و متن حديث به نقل عياشى چنين است : « مرّ عليّ عليه السلام على قاض ، فقال : هل تعرف الناسخ من المنسوخ ؟ فقال : لا فقال : هلكت و أهلكت تأويل كل